اداب و رسوم عروسی در دشتی :


1...عروسی ابتدا با مراسم خواستگاری....شروع میشد...البته دختر وپسر حق نداشتند که باهم صحبت کنند و یا در جایی باهم قرار ملاقات بگذارند....داماد مثلا دختر را در مراسمی یا جایی دید وپسندیده..بعد چند تا از بزرگر های قوم را درشبی خاص که امروز به آن مرحله بله وبرون میگویند....تحت عنوان مراسم ..طلبیدن....
به خواستگاری آن دختر میرفتند....وقتی جواب مساعد از پدرومادر دختر میشنیدند...
خوشحال می شدند..وبا خودشان مقداری نقل وشیرینی که اورده بودند تقدیم مادر عروس میکردند....(زیرا در قدیم دختر باهمه تمایلی که شاید به داماد داشتند حق اظهار نظر نداشتند) واین پدر ومادر....بخصوص پدر بود که بجای دختر جواب میداد 
قبول داریم یانه.....البتع امروزه این رسم منسوخ شده...وقتی مراسم خواستگاری با خوبی وخوشی تمام میشد....از طرف مادر داماد پارچه های زیبا ورنگارنگ برای لباس عروس به خانه عروس فرستاده میشد....ویک روز مشخص هم لحاف دوزمحل...به خانه عروس می آمد ار طرف..خانواده داماد....تا کلیه وسایل خواب را برای عروس وداماد بدوزد....ومزدش راهم داماد پرداخت میکرد...چندین چمدان وسایل هم از طرف خانواده داماد با خانه عروس فرستاده می شد

2...در قدیم بین مراسم عقد وعروسی اینهمه مدت مثلا چندماه وگاهی امروزه یکی دوسال فاصله نبود مثلا عصر همان روز روحانی محل صیغه عقد میخواند....وشبش عروس را سواره براسب وبا تشریفات خاص..وبا ساز نی انبان که و تعدادزیادی اسب سوار که مرکب عروس راهمراهی میکردند وچند تیر هوایی نیز نزدیک منزل داماد که میرسیدند شلیک میکردند....صبحی که شبش قرار بود عروس را بخانه دامادببرند
کلیه وسایل مثلا..یک.. قله قند....مقداری مثلا نیم کیسه برنج....دوتا ران گوشت...
یک پاکت چای...وسایر وسایل ناهار بخانه عروس فرستاده میشد تا نهاری کامل برای بستگان عروس در خانه عروس تهیه کنند...وبستگان عروس به دعوت پدر و مادر عروس برای ناهار دعوت میشدند بخانه عروس

    

3....در قدیم هیچ یک از بستگان عروس مثلا برادرها وخواهرها...پدر ومادر عروس نباید بخانه دامادر درشب عروسی بروند..زیر خیلی زشت حساب میکردند...
فقط ممکن بود عمه یا خاله عروس همراه عروس بخانه داماد بروند
زمنی که با اسب عروس را میبردند عروس را سوار اسبس میکردند که اسب راهم باشکل زیبایی تزیین کرده بود....داماد حق نداشت به خانه عروس بیاید....باید درب منزل خودش منتظر عروس میماند....چند ین سوار مسلح اسب عروس را تا در منزل داماد همراهی میکردند ووقتی عروس به در خانه داماد میرسیر چند تیر هوایی هم بخاطر رسیدن عروس بخانه داماد شلیک میشد..ودر عصری که ماشین آمد...رسم کمی عوض شد..یعنی داماد برای بردن عروس بخانه عروس میرفت...داماد وعروس را درصندلی قب ماشین سوار میکردند...ودر جلو ماشین یکی از زنهای بزرگ قوم.مثلا عمه یا خاله داماد می نشست...وده بیست ماشین تا در خانه داماد ماشین عروس وداماد را همراهی میکردند....وبوق میزدند....

4...مراسم پااندازو.......وقتی عروس به در خانه داماد میرسیر از مرکب یا ماشین پیاده نمیشد وپا اندازومی خواست...پا اندازو..مثلا....چند اصله درخت خرما....یا قطعه زمین....یا یک هدیه با ارزش بود که پدر داماد بهعروس هدیه میداد..تا عروس وارد خانه داماد شود.....
5...لازم به گفتن است که دلاک محل....زنش برای شستشو و حنا بستن وآرایش به خانه عروس می رفت.....وعصر همان روز که شب عروسی بود سر ترشون داماد بود که توسط مرد دلاک انجام میگرفت وهدیه مخصوص سر ترشون هم زداماد میگرفت
البنه شبی مخصوص بنام شب حنا بندان در قدیم وجود نداشت وامروزه رسم شده
در قدیم علاوه برحنا بستن دست وپای عروس....دست وپای داماد راهم حنا میبستند
که البته زن دلاک شب عروسی هم همراه عروس به خانه داماد می آمد وتا صبح دامادی در آنجا بود وهدیه مخصوص دامادی وعروسی از داماد میگرفت

6..در دشتی وبخصوص خورموج مراسم شاد ودوت یعنی بزن وبکوب ورقص هفت روز وهفت شب بود ومخصوصا شبها تمام اقوان خانه داماد می آمدند....ودایره وارد کف حیاط که فرش قالی کرده بودند....مینشستند...وچند زن ودختر از بستگان یا کولی های نی انبان زن ورقاص..که مخصوص این کار بود وبرای هرشب نی انبان زدن ورقص مبلغی میگرفتند وتا نیمه های شب سلز ورقص ادامه داشت وپس از نیمه شب مردم بخانه های خود می رفتند....البنته قبلا شام را در خانه خودشان صرف میکردند وفقط شب عروسی همه اقوام وبستگان خانه

داماد بشام دعوت میشدندزن ومرد....


7...غذای شام عروسی چند نمونه بود ....برنج پلو وچلو وگمنه...(همان للک)...مرغ بریان کرده...خورشت مسمی(نوعی خورشت شیرین)...قیمه...خورشت سبزی...بود....که گاهی چندین بشقاب رنگینک هم درسفره میگذاشتند...وآخرین نفرات هم عروس وداماد بودند که شام میخودند....


8....در عرض این چند روز عروسی زنها بیت خوانی میکردند وپساز هربیت خوانی کلیه زنها کل میزدند....ساز مخصوص دشتی نی انبان بود که علاوه بر غربتی ها...که مخصوص این کار تعلیم دیده بودند..افراد عادی و هنرمند هم که از تهالی شهر بودند باهنر مندی خاص نی انبان مینواخنتد..و بجای ضری یکی دوتا حلی خالی هم به عنوان ضرب نی انبان زن را همراهی میکردند....مراسم رقص ونی انبا چند ین شب ادامه دلشت تا شب عروسی پایان می یافت....
9...صبح زن دلاک به خانه پدر عروس میرفت وچندیننمونه صبحانه که از طرف مادر عروس برای عروس وداماد تهیه شده بود به خانه داماد می آورد....البته این صبحانه بقدری زیاد بود که بقیه نیز استفاده میکردند...صبحانه....عسل...کره...تخم مرغ...
جگر تاسکباب....مسقطی....وشیر ..و نان محلی یا مشتک بود.....

و اما جهیزیه و مهمانی دادن

1...در مورد جهیزیه در قدیم در دشتی رسم نبود دختر بهمراه خود وسایل ضروری وانواع وسایل ضروری خانه....را بهعنوان جهیزیه با خود به خانه ی عروس ببرد...در قدیم این کار برای خانواده داماد عیب به حساب می آمد ..خودشان کلیه وسایل خانه داماد را تهیه میکردند...وعروس فقط مختصر وسایلی مربوط به خواب و وسایل لباس ووسایل ضروری شخصیش را به همرهش میبرد..یا برای پز دادن....وسایلی را مثل کمد یا یخچال....وچند چمدان وسایل را داما میخرید وبه خانه عروس شبانه میفرستاد تا شب عروسی نگویند عروس دست خالی آمده...
2...ا صب دامادی اقوام مخصوصا زنها به دیدن عروس خانم می آمدند وهدایایی نیز با خود می آوردند مثل انگشتر...یا النگو...گوشوار...یا وسیله ای از وسایل خانه.به نسبت دارایی افراد وبه عروس هدیه می دادند ....البته وجه نقدی از چند سال پیش به این طرف هم به عنوان کادو رسم شده
3....سه روز که از شب دامادی گذشت....مراسم(واطلبون) است...یعنی داماد وعروس وپدر ومادر وبستگان نزدیم داماد برای صرف ناهار به خانه پدر عروس دعوت میشوند که اوهم سعی میکند در مقابل طایفه داماد کم نیاورد وانواع مختلف غذاها را تدارک میدید برای ناهاری مفصل
4...البته در فرهنگ قدیم دشتی عیب بود که داماد دور از پدر ومادرش زندگی کند وآنها یعنیعروس وداماد مقید بود در همان خانه پدری ودر کنار انها زندگی کنند..ناهار وشامشان یکجا وبر سر یک سفره باشد...ولی اطاق خوابشان جدا بود.

با تشکر فراوان از استاد عزیزم اقای هاشمی زاده