چند صباحی است که دو اقوام دوست برادر عرب و فارس با کوچکترین جرقه ای به جان هم می افتند و چه کسی از این فتنه ها سود می برد . مسلما به سود کسانیست که می خواهند حکومت کنند و با نفاق بین مسلمانان حکومتشان را حفظ کنند.و اینگونست که مردم را اینگونه به جان هم می اندازد.حتی بر سر نام دریا نه برای مرز ان ! فقط نام دریا ... ایندگان در مورد ما چه قضاوت خواهند کرد؟ مگر همین دو قوم نبودند که در قرن پنجم و ششم با کمک هم در بغداد دانشگاهی درست کرده بودند که تمامی دانشمندان از یونان بتا هند ما چین به انجا می امدند تا بحر ه ای از تمدن شگرف و پیشرفته اسلامی ببرند.تمدن اسلامی باعث بوجود امدن کسانی چون ابو علی ابن هیثم عراقی ابن زباوی اندلسی شد نه تمدن ایرانی توانست نه بت پرستی و ...
پس من باید بدانم که از چه کسی از چه تمدنی دفاع خواهم کرد در اینجا ما عدالت را می جوییم نه وطن را چون خاک خاک خداست و ما وارث ان نیستیم حب وطن داریم نه وطن پرستی چون اگر روزی مملکتم ایران سرزمین ثروتمندی شد ولی به بقیه کشورها ظلم کند ایا من باید ان را بپذیرم چون کشور من است.
مثالی می زنم یونانیها برای داشتن کسی چون اسکندر مقدونی بسیار می نازند و مفتخرند چون باعث گسترش کشورش و نابودی دولت دشمن یعنی ایران شد.ایا انان درست فکر می کنند و از روی عدالت سخن می گویند! ایا فکر نمی کنند که این اسکندر بزرگ خون هزاران بی گناه زن و بچه را ریخته و سربازانی که فقط برای جاه طلبی ایشان خونشان فدا شده.حال من می توانم به خشایار شاه بنازم چون ایشان یونان را گرفته و اتن را به اتش کشیده.چند نفر ادم بی گناه را به خاک خون کشیده ایا ایشان باعث افتخار من است یا شرمساری ایا انوشیروان باعث افتخارست یا خسرو پرویز یا نادر شاه افشار یا ....
حال باید پرسید ما به دنبال عدالتیم یا گذشته فسیل شده مان که با ان ارتباطی نداریم و چه خوب و چه بد فقط درسیست برای ما که چون کورش چون سلمان فارسی و برای عراقی ها چون مالک اشتر نخه ای چون میثم تمار و برای عربستانی ها چون ابوذر غفاری و سید شهدا حمزه ... اینان الگوی ما یند که برای عدالت برای دوستی برای بزرگیمان و برای خوشبختی مردم شمشیر زده و جنگیدن نه برای حکومت کردن.
و ادامه دارد...