شعری ازمرحوم محمد جواد حامدی:
بیداد زمانه
الا که دهر پر از ظلم و جور و بيداد است نه جای شادی و نه عيش و نه دلی شاد است
سرای ميکده بر بند و خشت بر خم نه نه وقت مستی و نه عشرت نه اعياد است
جهان زسلطه اهريمنان ديو صفت به هر طرف نگری ناله است و فرياد است
زفرط شعله آتش وز آه مظلومان جهان سياهتر از قلب تا شداد است
اگر جهان شده از جنگ پر ز آتش و خون زمکر و حيله بد سيرتان شياد است
پرندگان همگی آشيان رها کردند که لانه ها همه ويران زجور صياد است
تمام خانه آباد شد ز ظلم خراب مگر قصور خدايان زور آباد است
ضعيف در همه احوال خوار و زار بود مکان زاغه نشينان هميشه بر باد است
بيا تو مهدی موعود وقت آمدن است که دهر يکسره پر جور و ظلم و بيداد است
چو نيست ياوه سرايی طريقت حامد سخن هرانچه که گويد هميشه آزاد است