تبليغاتX
تاریخ دشتی

محمود حامدی متولد۱۳۰۳ق/۱۲۶۳ش شاعر منطقه دشتی متخلص به حامد.در خورموج متولدشد.پدرش در زمانی که ضبط و ربط خورموج به عهده محمد خان دشتی بود از بوشهر به خورموج مهاجرت کرده بود.حامدی از کودکی و نوجوانی دارای هوش و ذوق و قريحه بسيار بود چنان که به زودی قران و صرف و نحو و منطق ومعانی و بيان را نزد ميرزا علی بردستانی ملقب به معلم که برای تدريس حيدر خان فرزند جمال خان به خورموج آمده بود آموخت.چنان که گفته اند حامدی شاعری توانا و انسانی والا و مهمان نواز و دارای عزت نفس و علو همت بود در خوش نويسی و خطا طی مهارت داشت.در۱۳۰۰ش در تاسيس مدرسه غير دولتی خورموج کوشش بسيار داشت.مدتی نمايندگی فرهنگ این شهر را به عهده گرفت ودر سال های اخر عمر فقط به تدريس قران و علوم دينی پرداخت.در سال۱۳۳۷ش از کار دولتی بازنشسته شد و در۱۳۴۰ش در خورموج ديده از جهان فرو بست.محمود حامدی در شعر خالص تخلص می کردو سپس آن را به حامد تغيير داد.اثار حامدی يکی ديوان اشعار اوست در انواع شعر و ديگری يک قران دست نوشته با ترجمه است به خط خود او.کتاب روضه الشهدا را نيز در دو نسخه نوشته است.شعر محمود حامدی نشانه ذوق سرشار و اطلاعات بسيار اوست.

اشعار حامدی معمولا در مدح منقبت پيامبر اکرم و ائمه اطهار و پند و اندرز و نصيحت است غزل های عارفانه و قصايد بسيار نيز به يادگار مانده است.دوبيتی ها و رباعی های وی نيز از گيرايی خاصی برخوردار است.

در آتش و آهم نگريد از دل و ديده                 کس همچو منی در کره خاک نديده

دی تند گذشت از برم آن شوخ پريروی           چشمش چو غزالی زصياد رميده

در کنج لبش خال سيه ديدم و گفتم            بر صفحه گل قطره ای از مشک چکيده

بر گرد عذارش اثر خط شده ظاهر                این طرفه که از برگ سمن سبزه دميده

دارد سر قتل همگان هندوی مستش          با خنجر خونريز به محراب خزيده

گفتم که چه بار آورد این سر و قدت گفت     از نار چه به ليک هنوزم نرسيده

زاهد که به فکر رطب باخ جنان است          زين روست که عناب لبش نچشيده

سر تا به قدم نغز و لطيف آمده گويا            شير از سر پستان لطافت بمکيده

حامد نشود تا ابد از ذکر تو خاموش           کز روز ازل شيوه عشقت بگزيده

برخی از رباعی های او:

هشيار کن از باده دل غافل را             آن می که سعادتم کند کامل را                                         گويی که ربايم به شبی دين دلت      شک نيست که تحصيل کنی حاصل را

بگشوده رخ از ناز که طرف چمن است      بگشاده زهم غنچه گل کاين دهن است                            خلقی بنموده مست و شيدايی خويش    کز پاکی خلقت و زخلقی حسن است

 نکته جالب در مورد مرحوم حامدی اینکه شعر ایشان بر سر در ورودی بارگاه حضرت علی (ع) نوشته شده است.

منبع:فرهنگ نامه بوشهر

عکس:http://sheredashti3.mihanblog.com

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 5:37 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  |