
سید محمد طاهر شهریاری فرزند مرحوم سید شهریار در سال ۱۲۶۷ ه.ش در روستای بحیری متولد شد.تحصیلات ابتدایی خود در مکتب خانه ها نزد علمای محلی شروع کرد و از کلاس درس مشاهیر دشتی چون سید علینقی دشتی بهره مند گردید.نخست قران و انگاه اشعار حافظ و فایز را فرا گرفت.ابتدا تخلص ایشان طریف بود و بعدها به شفیق تغییر داد.شفیق شهریاری در سال ۱۳۰۰ ه.ش.بنا به پیشنهاد و در خواست هیات وکلای دبیرستان سعادت از دشتی به بوشهر رفت و به سمت دبیر ادبیات فارسی،عربی و ریاضیات مشغول به تدریس شد و در سال ۱۳۰۹ ه.ق با توافق ریس فرهنگ به مدریت دبیرستان سعادت منصوب گردید.بعد از سه سال که در پست مدریت و دبیری انجام وظیفه نمود به علت بیماری استعفا دادو فقط به امر دبیری پرداخت.
همواره در انجام وظایف خویش سعی و تلاش فراوان می نمود به طوری که در اثر لیاقت و کاردانی در زمان ریاست اقای صحت زاده به دریافت مدال درجه اول علمی نایل گردید.و پس از سالها تلاش صادقانه در سال ۱۳۲۳ ه.ش به علت گرفتا ریهاری خانوادگی که در دشتی داشتند و نیز درد چشم شدید که عارض ایشان شده بود به ناچار از خدمت اداره فرهنگ کناره گیری نموده و به دشتی بازگشتند.سرانجام در ۵ بهمن ۱۳۵۲ ه.ش در روستای بحیری بدرود حیات گفت و در همانجا به خاک سپرده شد.
ایشان در شاعری از طبعی لطیف و ذوقی سلیم بر خوردار و در سرایش شعر متاثر از شاعران بزرگی چون حافظ و سعدی بودند.وی انواع شعر از جمله غزل قصیده،مثنوی،قطعه و رباعی را سروده است.به عنوان نمونه غزلی از ایشان نقل می شود:
می دمد از باد بی موقع شگفتا بوی گل
کاش می دیدم چنان ناگه شکفته روی گل
بی وفایی از تو ای نازک بدن نبود شگفت
روی و بوی گل فراهم کرده ای با خوی گل
می کشم از خار خواریها چو بلبل تا مگر
بر لب جویی بیابم طلعت دلجوی گل
هم کمال معنی او را،هم جمال صورت است
زین جهت دل را بود روی ارادت سوی گل
گلشن حور ار شمارم کعبه دل دور نیست
کز صفا شد خاص خلو تخانه بانوی گل
گیرد اهو بر رخ رعنا غزالان جهان
هر که شیدا شد چو من بر روی بی اهوی گل
سر عشق از تو فرا گیرد شفیقا صدهزار
زانکه طبعت برده گوی از بلبل خوشگوی گل
منبع:کتاب تاريخ دشتی