تبليغاتX
تاریخ دشتی

سيد بهمنيار فرزند علی اکبر حسنی بردخونی متخلص به مفتون.شاعر بلند آوازه دشتی است.وی در بردخون در گذشت و جنازه اش به عتبات عاليات منتقل شد.مفتون شاعری دوبيتی سرا که بيشتر شهرت و آوازه او مرهون همان دوبيتی است.اما در غزل و قصيده و مثنوی و ديگر قالب های شعری نيز طبع ازمايی کرده است.شهرت شاعری مفتون در جنوب تا بدان جا است که دوش به دوش فايز دشتی حرکت می کند همين بلند نامی این دو شاعر گاه تشخيص دوبيتی های آن دو رو از يکديگر مشکل می کند به ويژه در اشعاری که مفتون و فايز تلخص خود را در مصر ع های آخر ذکر نکرده اند.بديهی است که فايز و مفتون به دليل درد مشترک و دلسوختگی جنوب نشينی و احساسات داغ و آفتاب زده شاعرانه خود به زبانی نزديک به هم دست يافته اند.اما اشعار فايز روان تر و شفاف تر جلوه می کند.امروز شروه خوانان جنوب بيشتر از شعرهای فايز و مفتون بهره می برند.شهرت مفتون به دوبيتی های اوست.در شعر او سادگی و روانی همراه با استعاره موج می زند.با این حال روانی و زلالی تشبيهات فايز دشتی سر و گردنی از تصويرهای شعری مفتون بلند تر است.

به نقل از پسر مفتون:شبی از پدر پرسيدم که چرا اینقدر خود را در مقابل معشوقه خود کوچک و خوار ميکنی؟پدرم با تبسمی به من گفت:پسرم معشوقه و عشق من کسی است که تو هرگز آن را درک نخواهی کرد.حال فهميدم که منظور او کيست خدايش بيامورز و روحش شاد.

دريغا شمع بزم انجمن رفت

گل بستان و سرو در چمن رفت

به اميدی چو زلف يار مفتون

در ايام جوانی عمر من رفت

ا

لا ای ساربان محمل دوست

مرا آگاه کن از منزل دوست

که خواهم سر نهم تا روز موعود

به خاک آستان محفل دوست

 

خوشا فصل بهار سير و گلزار

خوشا وصل نگار و دور از اغيار

خوشا مفتون و ايام جوانی

لب جوی و لب جام و لب يار

 

بسی خوبان بسی گل عذاران

بسی قامت چو سرو جويباران

زروی تربت مفتون بچينيد

گل حسرت در ایام بهاران

 

صنم روی زمين ماه منی تو

به قدر زلف دلخواه منی تو

به زلفی دلبرا اميد مفتون

به قامت عمر کوتاه منی تو

 

اگر آرام جان باشد تو باشی

وگر روح روان باشد تو باشی

وگر در ديده مفتون دشتی

نگاری مهربان باشد تو باشی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 9:38 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

مفتون بردخونی

سید بهمنیار حسینی فرزند علی اکبر متخلص به مفتون در سال 1276 ه . ش . متولد گردید . مفتون در بردخون دشتی زندگی می کرد . او شاعری بود همیشه عاشق چنانکه همین امر سوز و گداز شعرهایش را دو چندان کرده است . مرحوم مفتون در حوزه علمیه بردخون که یکی از مهم ترین حوزه های علمی و در سی می باشد کسب علم می نماید . او بیشتر در دو بیتی طبع آزمایی کرده است گر چه مثنوی لیلی و مجنونش بسیار زیبا می باشد ولی شهرتش بیشتر بخاطر دو بیتی هایش می باشد . ایشان غزل را نیکو می سرود ودر این زمینه شدیداَ تحت تأثیر حافظ بود که شاهد بر این مدعا دیوان ایشان معروف به هدیه العشاق است که بنده از نزدیک آن را ملاحظه نموده ام . او علاوه بر این صاحب کشکولی بنام حسینی است که نسخه ناقصی از آن موجود می باشد . او در قسمتی از این کشکول نسبت خود را به شاه فرج الله ملقب به امیر دیوان می رساند . نمونه هایی از دوبیتی های ایشان را در زیر اورده ام :

مــــــرا تا دیده برروی تو باز است

تنم چون شمع در سوز و گداز است

قدت کـــــــوتاه همچون عمر مفتون

ولی زلفت چو امیـــــــدم دراز است

******

پس از مــرگم تو با یاران دلخواه

گـــذر بر تربتم آرید نــــــــــا گاه

بگو بــــــــا آن رفیقان رفت مفتون

بــــــــــــــــه امید دراز عمر کوتاه

نویسنده ومحقق : سید محمد رضا هاشمی زاده

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط میثم  |