تبليغاتX
تاریخ دشتی

سرزمین من دشتی سرزمینی که روزی فایز و محمد خان و خالو حسین می پروراند ولی امروز ...

سرزمینی که روزی عالمان دینی چون سید محمد نبوی و سید علی نقی دشتی و غیره داشته ولی  امروز ....

و با همه این وجود داشته هایمان را نیز دوست نداریم اساتیدی که خون گریه می کنند و کسانی که سو استفاده می کنند !  همه چیز در هم پیچیده و همه چیز  بار سفر بسته تا جای خود را به جهالت بدهد.

سرزمینی که هیچوقت روی رفاه را ندیده  تاریخی که حتی یک بار حرفی از خوشبختی مردمش به زبان نیاورده الان نیز به همین سبک میرود هنوزم ان بی برقیها هنوزم ان بیمارستان شبه قبرستان هنوزم خانه های که با کپسول در صورتی که لوله گاز از چند قدمیان می گزرد به خاطر دارم ولی دریغا و دریغا از ذره ای تغییر جوانانی که حتی حق خود را نمی شناسند بسیارند در این شهر شاید هم گناهی ندارند با واژه حق روبرو نشده اند و نمی شناسندش.

سرزمین من زیبا نیست پر شده از جهالت کورند مردمان یا که کورشان کرده اند زبان ندارند یا بی زبانشان کرده اند البته که چه بی فروغ است سرزمینی که دختر بازی باشد تفریح جوانان و غیبت و فتنه کار بزرگسالان واقعا این جامعه که کم هم نیستند پذیرای امام زمانند ! خودمان را گول می زنیم یا که واقعا باور داریم من هنوز در کشورهای عربی به  یاد نمی اورم که به دختری تجاوز شده باشد در صورتی که تمام جوانیم را در این کشورها گذرانده ام ازار جنسی یا با حرف یا هر چیز دیگری. مگر حضرت ابراهیم نفرمود که امت من انقدر با غیرت هست که از پشت هم  به نامحرم نگاه نمی کنند. پس این جامعه کجایش شبیه است به جامعه پذیرای امام زمان.

سرزمین خفته در غم و گناه و فتنه وقت بیدار شدن است مگر این همه عذاب الهی را نمی بینی قحط سالی گرانی و ظلم بیدار شو از گناه فاصله بگیر به دنبال حق و عدالت باش و انسان باش اینها نتیجه اعمال خودتان است به دنبال مقصر نگردید

امر به معروف و نهی از منکری بود که باید می گفتم و وظیفه خود می دانستم وسلام.

و گفته از حضرت علی (ع) در مورد دوره ای خاص از تاریخ و امت حضرت محمد را تشریح می کند:

الا خبار عن مستقبل

و قال علیه سلام :یاتی علی الناس زمان لا یبقی فیهم من القران الا رسمه , و من الاسلام الا اسمه , و مساجدهم یومذ عامره من البنا , خراب من الهدی , سکانها و عمارها شر من الارض , منهم تخرج من الفتنه , و الیهم تاوی الخطیة:یردون من شذ عنها فیها , و یسوقون من تاخر عنها الیها.

یقول الله سبحانه:فبی حلفت لابعثن علی اولک فتنة تترک حلیم فیها حیران و قد فعل , و نحن نستقیل الله عثرة الغفلة. الحگمة 370

خبری از اینده

روزگلری بر مردم خواهد امد که از قران نشانی و از اسلام جز نامی باقی نخواهد ماند.مسجد های انان در ان روزگار ابادان اما از هدایت ویران است.

مسجد نشینان و سازندگان بناهای شکوهمند مساجد بدترین مردم روی زمین می باشند که کانون هر فتنه و جایگاه هر گونه خطاکاریند هر کس از فتنه بر کنار است او را به فتنه بازگردانند و هر کس از فتنه عقب مانده او را به فتنه ها کشانند , که خدای بزرگ می فرماید:

((به خودم سوگند بر انان فتنه ای بگمارم که انسان شکیبا در ان سرگردان بماند !))

و چنین کرده است و ما از خدا می خواهیم که از لغزش غفلت ها در گذرد. حکمت 370


+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 3:12 قبل از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

              فایز دشتی

                                                     در اندازه واقعی (۱)             

                                                    در اندازه واقعی (۲)

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 4:0 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

شروه را باید اوای جان خواند چون که از روح مردم دشتی و جنوب نشات می گیرد و می جوشد که باید این را در تاریخ این سرزمین جست دز حدود صد سال اندی پیش با تولد فایز دشتی به اوج خود می رسد البته بعضی شروه را به زمان ساسانیان مربوط می دانند که  به نظر من اینچنین نیست چون که فرهنگ ان موقع با الان دشتی بسیار متفاوت بوده است .به طور مثال مثلا فرهنگ ما با 20 سال پیش بسیار متفاوت است مثلا تا 20 سال پیش در دشتی عید نوروز برای مردم معنایی نداشته و عید فطر را عید اصلی خود می دانسته اند و روز عید فطر لباس جدید تهیه می کردند و به خانه هم می رفتند و به قول معروف صله رحم می کردند.ولی الان عید نوروز عید اصلی دشتیان می باشد به همین سادگی یک رسم دیرینه در دشتی تغییر کرد.پس به نظر من باید در شروه به همین صد سال اندی پیش رجوع کرد نه در زمان ساسانیان که هم فرهنگی متفاوت و هم زبانی متفاوت با ارزشهای متفاوت داشته اند.شروه صدای غم مردم و یا بهتر بگویم فریاد از ظلمی است که به انها می شده و میشود از تحقیرها ظلمها و ستمهای ناروایی که به انها میشده است و می شود به خاطر همین شروه به سرعت جا در دل مردم باز می کند و از جان است که بر جان انسان جنوبی می نشیند صدای ایستادن در مقابل ظلم است.

این هم یک شروه زیبا از استاد گنجی برای دانلود:

شروه استاد گنجی دانلود

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 2:7 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  |