تبليغاتX
تاریخ دشتی
این هم چند شروه جدید برای دانلود:(فایز خوانی برای دانلود)

استاد حسین(دانلود)

استاد پولاد اسماعیلی(دانلود)

استاد اسماعیل خشیع(دانلود)

استاد حیدری(دانلود)

این هم چند شروه تصویری که امیدوارم خوشتان بیاید روی لینکها کلیک کنید:

استاد پولاد اسماعیلی

استاد گنجی

شب شروه

این هم دکلمه ای از اشعار فایز دشتی و مفتون بردخونی(اینجا کلیک کنید)

 برای دانلود شروه بیشتر می توانید به وبلاگ دوست عزیزم اقای مجتبی سعیدی بروید(http://www.fayez1.blogfa.com)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 4:33 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

احمد خان فرزند محمد خان دشتی گرچه حکومت و ریاست پدر به او نرسید ولی ذوق سخن و طبع روان را از وی به ارث برد بلکه در باریک اندیشی و نازک کاری پا فراتر از گذاشته و دوبیتی ها یش سوز و گدازی دارد که حکایت از عشق اتشینی می کند که شاعر سالها در شعله هایش می سوخته و مجنون وار تا پایان عمر از این عشق نا سرانجام بد فرجام به زبان شعر زاریده و نالیده است.اشعارش به واسطه ی بی توجهی کم باقیمانده برای نمودن شیوه سخن شاعر چند دوبیتی و یک قصیده نقل می گردد.

دل شوریده ام افتاده در بند            بنالم با این دل شوریده تا چند

من و یعقوب عمری گریه کردیم        کم از فرزند مردم او زفرزند

************************************************

بتا روی تو چون بدر منیر است           دو چشمت افت برنا و پیر است

نه نتها شد دل من صید زلفت          به هر تاری هزاران دل اسیر است

************************************************

به زلف عقرب به رخ چون ماهی ای دوست         اگر کوته قدی دلخواهی ای دوست

مشو غمگین از این پستی قامت                    که تو عمر منی کوتاهی ای دوست

**************************************************

به سال 1338 قمری مرحوم احمئ شاه قاجار به بوشهر امد .احمد خان دشتی قصیده ای در مدح شاه و والی فارس و عرض تظلم بسرود و تقدیم به پیشگاه بنمود و مورد لطف و مهر قرار بگرفت و اینک چند بیت از ان قصیده:

از ورود موکب مسعود شاه تاجدار           فارس ساید از شرف بر چرخ تاج افتخار

پادشاه برو بحر احمد شه جمشید فر      پادشاه پادشاهان خسرو گردون و قار

شهریاران سوده بر درگاه او روی نیاز       خسروان بر استانش جبهه سای و خاکسار

بهر درک خدمتش فرمانروای ملک فارس   با هزاران شوق شد سوی بنادر رهسپار

ان که اردراک خرد در کنه ذاتش قاصر است   می نگنجد وصف قدرش در بیان اختصار

عم شا هنشاه و صاحب اختیار ملک جم    شهریار کامبخش و کامجوی و کامگار

انکه اندر نشر عدل و انتظار مملکت       دانش جاماسب دارد کوشش اسفندیار

ای جهان دارای که تیغ سطوتت چون شد بلند   گشت کوته دست طغیان و ستم روزگار

عدل تو ان کرد در دوران که از تاثیر وی   شیر یا اهو هم اغوشند دز یک مر غزار

در زمان دولتت امروز اندر ملک فارس   نیست غیر از ما کسی در سختی و عسرت دچار

قرن ها در خدمت دولت کشیده رنج ها     با سری پر شور و شوق و با دلی امیدوار

تاج تخت سلطنت را چاکر و فرمان پذیر      در مقام شه پرستی مال و جان کرده نثار

رنج را رحت شمرده در مقام بندگی         بر امید ان که روزی این نهال اید به بار

داد پاداش ایم عمل نه بر وفق مراد        بارور گردید اما ب رخلاف انتظار

کی روا باشد خداوندا که اند دولتت       دست فرسود محن باشیم زاینسان خوارو زار

خانه مان در دست دشمن مالمان پامال جور     از حقوق خویشتن محروم و در انظار زار

رنج چندین ساله ی این خاندان بر باد رفت       ای ولی نعمت شده وقت ترحم زیمهار


برگرفته شده از کتاب حجت الا سلام و الامسلمین حاج سید محمد نبوی به کوشش: سید قاسم یا حسینی - عبدالکریم مشایخی


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

امروز می خواهم در مورد سرور و سالار شهیدان , الگوی تمامی مجاهدان در راه حق ,الگوی مرگ با عزت, الگوی ایستادن در مقابل ظلم بنویسم.هر چند که کلمات یارای توصیف و به تصویر کشیدن این واقع عظیم بشری را ندارد و هر کس با دیدگاهی به ان نگاه می کند.

موضوع مورد بحث ما این است که چرا امام حسین قیام کرد ؟با وجود این که می دانست حتی اگر کوفیان نیز به وعده خود عمل کنند به پیروزی نخواهند رسید چون سپا هی که تدارک دیده بودند بسیار بیشتر از جمعیت کوفیان بود سرزمینی  که از ایران تا نزدیکی های اسپانیا گسترده شده بود و جمعا یک کشور واحد تشکیل داده بود مطمنا توانایی مقابله با ان سپاه را نداشتند.ولی امام در این واقعه چه چیز را می خواست ثابت کند مسلما رسوا کردن ظالم که به چه زیبایی این کار را کرد و نشان داد که معاویه با امام علی قابل مقایسه نیست شخصیت واقعی  یزید و قوم بنی امیه را نشان داد  که بعد از این واقعه حلناک و تاسف بار عمری نکردند و از بین رفتند.

حال باید نگاهی انداخت به تفکرات مردم ان موقع که چرا حضرت علی تنها ماند دلیلش فقط تبلیغات بود چون معاویه با کارهای ظاهری و قدرت تبلیغات توانست مردم را به خود جذب کند با نماز شب خواندن با کمک به فقرا با مسجد ساختن ... و مردم می گفتند که معاویه نماز می خواند علی هم ! معاویه به فقرا کمک می کند علی هم! ولی علی مظهر عدالت یعنی خواستار عدالت بود به طور مثال به عرب و عجم 3 درهم می داد ولی معاویه روز به روز بر سرمایه خود می افزود و حق و عدالت را زیر پا می گذاشت و مردم به این دل خوش بودند که کشورهای بیشتری دارند ضمیمه عربستان می شوند و مسلمانان دارنذ به قله های افتخار و علم می رسند دریغا که بدون عدالت اینان همه هیچست.  و اینجاست که مردمی که به دنبال عدالت نیستند در میان انان عدالت یعنی (علی) تنها خواهد ماند.

اولین تیر رسوایی را امام حسن بر پیشانی این دولت  زد با عهد نامه خود که بعد به دست معاویه نفض شد و چهره این مرد را به مردم اگاه بیشتر نشان داد و تیر خلاصی را امام حسین بر پیکره این دولت زد با خونش و اسیر شدن خانواده اش یعنی همه چیز را برای حق و عدالت داد.

حال نگاهی دارم به فرهنگی که امام حسین به جامع تزریق کرد و نشان داد که در هر شرایطی در مقابل ظلم باید ایستاد با در نظر گرفتن جو حاکم.در اینجا رجوع می کنم به یک واقع تاریخی که نشان دهنده فرهنگی بود که امام حسین به مردم داد:

حنبلی که یکی از بزرگان اهل سنت است پسری داشت که در اصفهان برای مدت یک سال قاضی بود و در دربار کار می کرد درباری که نوه پیغمبر را با ان وضع به شهادت رسانده بود ند هرچند که در احوالات پسر حنبلی امده که از لحاظ برقرار کردن عدالت شهره عام خاص بوده است. حنبلی خود در نزدیکی فرات زندگی می کرد روزی که داشت به خانه باز  می گشت دید که  همسرش  نان می پزد به او گفت: ما  که پولی نداشتیم از کجا پول اوردی ؟و نان پختی!  همسرش نیز گفت: با پول پسرت. حنبلی گفت :اینها را ما نمی خوریم به فقرا بده که این پول حرام است. ولی حتی فقرا و مساکین نیز از این نان نخوردند . چون ان زمان کسانی که در دربار کار می کردند بسیار منفور بودند .نانها تا چهل روز ماند و بعد  نانها  را به رود فرات انداختند و حنبلی تا اخر عمر از ماهی فرات نخورد.

پس کاش ما به جای سینه زنی صرف و گریه کردن   فرهنگ حسینی  را می گرفتیم تا این چنین به ظلت نرسیم وسلام.

پخش زنده مراسمات محرم | بوشهر

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:42 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  |