تبليغاتX
تاریخ دشتی

محمد علی دشتی متخلص به فايز شاعر دلسوخته و مسولی که با شعر خود مردم را به دفاع از ارزشهای بزرگ جامعه ميخواند و تشويق ميکند.کسی که در يک روستای دور آفتاده به دنيا آمد جايی که نه مکان خوبی برای زندگی کردن بود و نه مکان خوبی برای فرا گرفتن علم   مکانی بود دور افتاده و محروم.سرزمينی که گرمايش طاقت فرساست و سرمايش استخوان سوز.ولی حکايتی بس زیبا دارد و ما انسانها را سختی ميدهيم تا به درجه کمال برسند.و اما شعر او که برای من تمام نشدنيست و هر روز که ميخوانم با نکات جديدی اشنا ميشوم.فايز درد محروميتهای جامعه خود را در قالب شعری روان می سرايد و همه را تحت تاثير خود قرار ميدهد و به راستی که وقتی شروه خوانان شعر او را می خوانند برای مدتی از این زمين خاکی جدا ميشوی.وقتی که می سرايد:

هنوزم بوی زلفش بر مشام است

هنوزم ذوق لبهايش به کام است

چسان فايز شود از ناله خاموش

مگر آندم که در خاکش مقام است

شخصيت جذاب و پر کار فايز را نمی توان دست کم گرفت شاعری کشاورز بود و پر کار و به شدت رياکران و راحت طلبان را سرزنش ميکرد حال در هر مقام و منسخی که بودند.وقتی که طلاب حوزه علميه بردخون را مورد خطاب خود قرار ميد هد و آنان را سرزنش ميکند اینگونه می سرايد:

مدرسه که بايد تن لاغر کند

تن افسرده رخ اصفر کند

مدرسه کی زيبد این نابخردان

جای اینانست اصطبل خران

زبان نيش دار و طعنه آميز او بسيار تند بوده و هر کس را يارای همياری با فايز نبوده به همين دليل اینگونه می سرايد و از نارفيقها می گويد:

سحر بلبل به گل این داستان داشت

شکايت ها زجور باغبان داشت

سحر فايز ز دست نارفيقان

گهی ناله گهی آه و فغان داشت

اینها هم خود نشان ميدهم که ایشان چقدر به جامعه خويش احساس مسوليت می کرده است به این شعر او دقت کنيد:

دگر شب شد که دل بی تاب گردد

دو چشمم نا ميد از خواب گردد

عجب باريست بر دوش تو فايز

که بر کشتی نهی غرقاب گردد

و جان خود را در همين راه از دست ميدهد و او را تبعيد ميکنند و خود ميداند که راه برگشتی نيست و اینگونه ميسرايد:

بلندی سير عالم ميکنم من

به جای عيش ماتم ميکنم من

خلايق دور فايز جمع گرديد

که فردا در درسر کم ميکنم من

و به این شعر او دقت کنيد که چه زيبا می سرايد که صيرت زيبا مهم است نه ظاهر زيبا:

نه هر سرچشمه ای آب زلالست

نه هر لاله رخی صاحب کمالست

نه هر برگشته بختی هست فايز

نه هر گلدسته خوان مثل بلالست

بنا به وصيت خودش او را در نجف اشرف به خاک می سپارند چون خود اینگونه می سرايد که:

مرا ياران وصيت اینچنين است

که هر کجا که جانان در کمين است

به دوش آنجا بريد تابوت فايز

که جای تربتم آن سر زمين است

و این شعر او که حاکی از جاودانگی شعرش هست به راستی که اینچنين شد خدايش بيامورزد و روحش شاد:

به گلشن تا زگل نام نشانست

حديث بلبل گل در ميانست

جهان تا هست ذکر شعر فايز

ميان دوستان این داستانست

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 11:59 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

بوشهر در زمینه آموزش و پرورش نوین نیز افتخارات منحصر به فردی دارد: در سال 1303 هـ . ق «سیدجمال الدین اسدآبادی» مصلح کبیر جهان اسلام و ایران حدود سه ماه در بندر بوشهر اقامت کرد. وی از فرصت استفاده کرد و یک دوره فشرده تاریخ نوین و علوم جدید برای چند نفر نخبه تدریس کرد. از جمله شاگردان «سیدجمال» در بوشهر «ملک المتکلمین» (از رهبران معروف مشروطه)، «سدید السلطنه» (پایه گذار خلیج فارس شناسی در عصر قاجار) و «فرصت الدوله شیرازی» مؤلف «آثار عجم» بودند.

 

در سال 1317 هـ.. ق نیز «احمد خان دریابیگی» اولین مدرسه به سبک جدید در سر تا سر جنوب ایران و حوزه خلیج فارس را به نام «سعادت» در بوشهر تأسیس کرد. مدرسه ای که بیش از یک قرن است ده ها نفر سیاستمدار، شاعر، نویسنده، مورخ، محقق و دانشمند علوم انسانی از آن فارغ التحصیل شده و شعبه هایی از آن در برخی از کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس تأسیس شده است.

 

طی صد سال اخیر در شهر و استان بوشهر شخصیت های علمی و فرهنگی بزرگی ظهور کرده اند که معروفترین آنها عبارت اند از:

 

«آیت الله سید عبدالله مجتهد بلادی بوشهر» (صاحب 85 جلد کتاب و مجاهد معروف و مبارز مشهور)،

 

«خاندان آل عصفور» (با 35 عالم و دانشمند و حدود 500 جلد کتاب)، «سید محمدرضا مساوات برازجانی»

 

(سردبیر هفته نامه معروف «مساوات» در تهران)، «محمدباقرخان تنگستانی» (سردبیر هفته نامه

 

«جنوب» در تهران)، «محمدحسین رکن زاده آدمیت» (مورخ معروف)، «علی دشتی» (سیاستمدار و نویسنده معروف)

 

، «صادق چوبک» (داستان نویس و پدر ناتورالیسم ایرانی)، «رسول پرویزی» (داستان

 

نویس، نویسنده و سیاستمدار شهیر)، «منوچهر آتشی» (شاعر و پایه گذار بومی گرایی در شعر نو و نیمایی)، «محمدرضا نعمتی زاده» (نیمای جنوب)، «ایرج صغیری» (پایه گذار تئاتر نوین و فلکلوریک در ایران)

 

، «اسماعیل رائین» (مورخ نامدار)، «نجف دریابندری» (مترجم)، «عبدالحسین شریفیان» (مترجم پرکار)، «علی باباچاهی» (شاعر نوپرداز)، «حسن زنگنه» (مترجم مسائل خلیج فارس)

 

«منیرو روانی پور» (داستان نویس)، «پرفسور ایرج نبی پور» (پزشک پست مدرن و آرکولیژیست)،

 

«محسن شریف» (داستان نویس)، «محمدرضا صفدری» (داستان نویس)، «احمد آرام» (داستان نویس و نمایشنامه نویس).

 

بوشهری ها ظرف چند دهه در اغلب جشنواره های تئاتر و مطبوعات نیز افتخارات زیادی کسب کرده اند که معروف خاص و عام می باشد.

 

مجموع این دستاوردهای غنی، ماندگار و حیرت انگیز باعث می شود تا بوشهر را «پایتخت فرهنگی در خلیج فارس» بنامیم و بدانیم.

بوشهر پایتخت فرهنگی

اقای یاحسینی سید قاسم

نسیم جنوب

http://sharji2.blogfa.com/8605.aspx

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 12:24 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

سفر من به سوريه سفری بود با برکت  مخصوصا از لحاظ معنوی . بقول بزرگان:                             بسيار سفر بايد تا پخته شود خامی

در این مبحث فقط می خواهم در مورد مردم سوريه صحبت کنم و بنويسم انسانهای خون گرم و جذاب هستند(البته این رو با تعارف عرض نميکنم). انسانهايی که در آنها غرور جایی نداشت و بسيار آرام بودن و مثل کشور خودمان جوانانشان بی کاری خود را با دعوا پر نمی کردند و مسله جالب تر اینکه به هيچ دختری متلک يا .. نمی گفتن چيزی که در جامعه ایران به شدت رايج است و واقعان انسان را به تاسف وا ميدارد.ولی آنجا ناموساشان به راحتی در خيابانها تردد ميکردن و خبری از مزاحمت جوانان عياش و چشم چران نبود.من را در فکر فرو برد و بسيار به حال جامعه خودم تاسف خوردم.اینشالله روزی جوانان ما هم ديدگاهشان نسبت به زندگی عوض شود.

و این را هم بگويم من به هيچ جایی تعصب ندارم و هم جا را وطن خويش ميدانم و دلسوز مردم دنيا نه فقط مردمان ایران زيرا که ما همه انسانيم و انسان مورد احترام هست از هر نژاد و قومی که باشد.دوست داشتن بيش از حد باعث تعصب ميشود و تعصب باعث می شود که حق را نبينيد وقتی حق را زير پای گذاشتيد چيزی به جز تاسف به بار نمی آورد.

فقط این را عرض کنم که این دیدگاهای من هست شايد نظر شما خواننده گرامی کاملا متفاوت باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 2:42 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

در عصر قاجار روشنفکران بوشهری با محافل و روزنامه های اپوزیسیون خارج از کشور نیز در ارتباط دائم بودند و مقالات و اخبار بوشهری ها و بندر بوشهر در نشریاتی چون «حکمت» و «ثریا» (در مصر)،  «اختر» (در اسلامبول)، «حبل المتین» (کلکته هند) و حتی «قانون»، «میرزا ملکم خان ناظم الدوله» (در لندن) به چاپ می رسید. «میرزا آقاخان کرمانی» در نامه ای به «میرزا ملکم خان» نوشت: "که روزنامه «قانون» در بوشهر غوغا کرده است." روی همین مسائل بود که بندر بوشهر جزء اولین شهرهای ایران بود که در آن چاپخانه و روزنامه به وجود آمد و اولین هفته نامه مصور و کاریکاتوردار با عنوان «طلوع» در ایران، در سال 1318 هـ . ق/ 1900 م. در بوشهر به طبع رسیده است.

 

در عصر مشروطه نیز جنبش مطبوعاتی بوشهری ها پرتوان ادامه یافت. روزنامه «مظفری» ارگان آزادی خواهان لیبرال دموکرات و مشروطه خواهان بوشهر و جنوب ایران بود و نه تنها مقالاتی به فارسی در این باره می نوشت، بلکه حتی مثلاً مقالاتی که «ادوارد براون» محقق و ایران شناس انگلیسی و هوادار مشروطیت ایران، در روزنامه «منچستر گاردین» می نوشت به فاصله چند هفته بعد در بوشهر ترجمه و منتشر می شد. دو تن از بوشهری های مقیم تهران نیز نشریات جریان ساز و مهمی چون «مساوات» (به سردبیری سید محمدرضا مساوات برازجانی) و «جنوب»، «ندای جنوب» و «یادگار جنوب» (هر سه به سردبیری محمدباقر خان تنگستانی) منتشر کردند. حتی در عصر استبداد صغیر و خفقان در ایران نیز یک بوشهری به هند رفت و روزنامه مشروطه خواه «اصلاح» را در «بمبئی» منتشر نمود. در سال های بعد آلمانی ها در برازجان هفته نامه «ندای حق» (38 ـ 1334 هـ . ق) و انگلیسی ها در بوشهر «دیلی نیوز بولتن» (24 ـ 1321 ش) منتشر کردند.

 

ادبیات فارسی در هزار سال اخیر سه دو بیتی سرای بزرگ در دامن خود پروریده که دو تن از آنان «خیام نیشابوری» و «بابا طاهر عریان همدانی» می باشد. ضلع سوم این مثلث همانا «محمدعلی کردوانی» متخلص به «فایز» از اهالی دشتی می باشد. و این افتخار بزرگی برای بوشهر در زمینه ادبیات و شعر و شاعری است.

 

اهمیت سیاسی و فرهنگی بوشهر در عصر قاجار به اندازه ای بود که یک سفرنامه نویس انگلیسی به نام «براتلی برت» این شهر را «پایتخت ساحلی ایران» و «شهر دریاها» لقب داد و دست کم ده کشور غربی شامل هلند، انگلیس، فرانسه، آمریکا، آلمان، روسیه، بلژیک، نروژ، ایتالیا و عثمانی در  آن کنسولگری احداث کردند.

 

در زمینه چاپ و نشر، بوشهر در عصر قاجار کارنامه درخشانی دارد. بوشهری ها مفتخرند که برای اولین بار رمان «بیست هزار فرسخ تحت البحر» نوشته «ژول ورن» در سال 1326 هـ . ق در بوشهر منتشر شد. مترجم این کتاب «میرزا یوسف اعتصام الملک» پدر شاعر معروف «پروین اعتصامی» بود. همچنین «احمدخان دریابیگی» کتاب معروف و جنجالی «دکامرون» را به فارسی ترجمه و در دو جلد در بوشهر به طبع رساند.

 

در زمینه دفاع تئوریک از مشروطیت، دموکراسی و پارلمان نیز بوشهری ها پیشتاز بودند و ماه ها قبل از انتشار کتاب معروف «آیت اله نائینی»، کتابی به نام «اللئالی المربوطه فی وجوب المشروطه» به زبان فارسی در بوشهر به چاپ رسید. کتاب معروف «ادوارد براون» در باب تاریخ انقلاب مشروطه نیز توسط مترجم گمرک بوشهر به فارسی ترجمه و در سال های 1328 و 1329 هـ .ق و همزمان با عصر مشروطیت دوم، در دو جلد برای اولین بار در بوشهر چاپ و منتشر شد.

 

بوشهر پایتخت فرهنگی

اقای یاحسینی سید قاسم

نسیم جنوب

http://sharji2.blogfa.com/8605.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 1:50 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

با ظهور دین مبین اسلام و آغاز عصر جدیدی در ایران و جهان باستان، استان امروزی بوشهر باز اهمیت فرهنگی و تمدنی خود را حفظ کرد. این ناحیه اولین مکان در جنوب ایران بود که در سال نوزدهم هجری توسط سپاهیان اسلام فتح شد و اولین مسجد در شهر تاریخی «توج» (یا همان «تاوکه» عصر هخامنشی) در دشتستان احداث شد.

 

شهر و بندر تاریخی و افسانه ای «سیراف» اگر چه به لحاظ تجاری و اقتصادی شهره ی عالم بود اما به لحاظ فکری و فرهنگی نیز حرف های زیادی برای گفتن داشت. مکتب پزشکی سیراف و پزشکان، داروشناسان گیاهی، اکولوژیست های دریایی سیرافی امروزه در پرتو مطالعات جدید شناخته شده اند.

 

در عظمت و ابهت فرهنگی سیرافی ها همین بس که «ابوسعید سیرافی» اولین محقق و ادیب ایرانی در جهان اسلام بود که مکتب «نحوی بصره» را تئوریزه کرد و شرحی بر کتاب عظیم «سیبویه» در نحو و گرامر عربی نگاشت که به گفته «ابن ندیم» در کتاب «الفهرست» بزرگترین شرح بر این کتاب می باشد. فرزند «ابوسعید»، «ابویوسف سیرافی» نیز استاد «سیدرضی»، گردآورنده ی و جامع کتاب عظیم و بی مانند «نهج البلاغه»، بوده است.

 

به لحاظ تاریخ همچنین امروزه مشخص شده که پایه گذار سفرنامه نویسی بین التمدنی، یک تاجر اهل بندر سیراف به نام «سلیمان تاجر سیرافی» و همشهری دیگر او «ابوزید حسن سیرافی» بوده اند. کتاب «اخبار صین و الهند» این دو، قدیمی ترین سفرنامه در جهان اسلام و ایران به شمار می رود.

 

افتخارات فرهنگی بوشهر تنها منحصر به عصر باستان یا تاریخ میانه نیست، بلکه این منطقه از ایران در عصر معاصر و جدید نیز در برخی مقولات پیشتاز مسائل فرهنگی و فکری و هنری بوده است.در عصر صفوی بنا به گفته «رمی وادالا» نایب کنسول فرانسه در بوشهر، «کارملیت ها»ی مسیحی اولین دستگاه چاپ را از «بصره» به «بندر ریگ» (در استان بوشهر) برده و در این بندر شروع به کار تبلیغی کردند.در عصر نادرشاه کارخانه کشتی سازی بوشهر نیاز به مهندسان و خبرگان مطالعات دریایی داشته است که اسامی آنان متأسفانه بر ما مجهول است.

 

«کارستن نیبور» که در سال 1765 م. و در عصر «کریم خان زند» به بندر بوشهر و جزیره خارگ مسافرت کرده در سفرنامه خود یادآور شده که خارگ تعزیه برای «حضرت قاسم» (فرزند خردسال امام حسن (ع)) بر پا بوده است. این نقل قول قدیمی ترین سند در جهان، در باب تعزیه و نمایش مذهبی در ایران است.«نیبور» همچنین در هنگام اقامتش در بوشهر متوجه شد که برخی از مأموران انگلیسی مأمور خرید و جمع آوری کتاب های خطی در بوشهر می باشند که همین امر نشان از رونق استنساخ کتاب در این بندر در عصر زندیه می باشد.

 

در فاصله سال های عصر «نادرشاه» تا ظهور سلسله «قاجار» در جزیره خارگ و بندر بوشهر، موسیقی مذهبی و محلی شکل گرفت که اگر چه ریشه های تاریخی آن به موسیقی آفریقایی ـ هندی باز می گردد، اما چنان با سنت شیعه دوازده امامی و فرهنگ فارسی ادغام و عجین شده که امروزه هویت مستقل بوشهری یافته و همه ایران و جهان «موسیقی محلی بوشهر» را با «سنج» و «دمام» و «نی» و «نی انبان» می شناسند. کمتر سال و ماهی است که در یکی از کشورهای جهان، گروه های موسیقی محلی و بومی بوشهر (از جمله گروه «مروارید لیان» به سرپرستی موسیقیدان و موسیقی نواز بزرگ «محسن شریفیان» و گروه «سعید شنبدی زاده») مشغول اجرای برنامه های هنری نباشند.

 

در فاصله عصر افشار تا قاجار مردم بوشهر با حوزه تمدنی هندوستان در تعامل و گفت و گوی فرهنگی بودند و به شدت تحت تأثیر تمدن شبه قاره هند قرار گرفتند. تحت همین تأثیر بود که بوشهری ها از جمله پیشگامان اخذ مدنیت و مدرنیته مغرب زمین قرار گرفتند و ده ها سال قبل از چاپ روزنامه «کاغذ اخبار» در سال 1253 هـ . ق از طریق انگلستان، فرانسه و خصوصاٌ هندوستان با کتاب و چاپ و روزنامه آشنا شدند و اغلب روزنامه های فارسی زبان چاپ هند در بوشهر خبرنگار مستقل داشتند. علاوه بر این بوشهر مدرنیته را با اخذ پدیده های مدرنی چون چاپ، روزنامه، تلگراف، تلفن، برق، کارخانه های یخ سازی و پارچه بافی و آب شیرین کنی و فرودگاه و راه آهن تجربه کرد.

بوشهر پایتخت فرهنگی

اقای یاحسینی سید قاسم

نسیم جنوب

http://sharji2.blogfa.com/8605.aspx

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 2:4 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

به مناسبت شهادت حضرت علی (ع) قبل از اینکه حضرت علی به خلافت برسد از بيت المال گفت و حق  مردم.  اگر بيت المال را کابين زنانتان کرده باشيد آنها را به مردم باز خواهم گردانيد و انهايی که در جنگ با کفار جنگيدن عجرشان را از خدا بگيرند و در پی مقام نباشند.و به راستی که همين گونه کرد و کسانی که تحمل عدالت علی را نداشتند با او به مخالفت پرداختند و اما علی شعار نداد هر چه گفت انجام داد  ....

و حال که به نفرين ميپردازد این تنها نفرين مردم کوفه نبود به کل مسلمانان بود از شام تا بصره از ایران تا کل ممالک اسلامی مردمانی که عقلشان به چشمشان بود مردمانی که مسلمانی را يدک ميکشيدند علی بر روی زمين تنها بود نه تنها کوفه و  منظور علی کل مسلمانان بود.

و الان به زمان حال خود باز ميگرديم ما مدعی هستیم که پيرو حضرت علی هستيم آيا به راستی این چنين است؟يا حرفی بيش نيست حضرت علی پیرو ميخواست نه مداح ولی متاسفانه ما امروزه فقط به مداحی او می پردازيم و از شخصيت آن بزرگ وار غافل مانديم.اصل را ر ها کرده و به فرعيات چسبيده ايم.  ظواهر را گرفته ایم و از باطن باز مانده ايم.ما خود را مسلمان ميدانيم و هنوز غيبت و طهمت که از گناهان کبيره است را به راحتی انجام ميدهيم و دروغ ميگويم درد امروز جامعه مسلمان اینست خودشانان نه بيگانگان اميد است روزی اصل را گرفته و فرعيات را رها کنيم و به عدالت بپردازيم نه به شعار.

ما ديواری کوتاه تر از ديوار بيگانه پيدا نميکنيم و هميشه مشکلات خود را به بيگانگان نسبت ميدهيم.

ايا ميدانيد چند بار در قران ما را از دروغ گفتن و يا طهمت و غيبت منع کرده و چند بار از احکام سخن گفته؟ ايا ميدانيد کداميک مهمترند؟

اميد است که قران را با درک بخوانيم و از ان درس درست زندگی کردن بیاموزیم  امیدوارم روزی رسد که قران را نه فقط به خاطر ثواب آن بخوانیم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 2:58 قبل از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

رباعی از فايز دشتی در مدح حضرت علی (ع):

ای شاه نجف هر دو جهان شاهی تو        ره گمشدگان به سوی حق راهی تو

فايز    نشناستت   وليکن    داند                     الله نهی    ولی   الهی   تو

چند بیت از مثنوی بلند حادثه رمضان از استاد هاشمی زاده:

فرق بلتد میر عدالت دو نیم شد                   عالم ز درد و داغ ولایت یتیم شد
دیگر کسی به وسعت مولا اذان نگفت            از سینه های خسته ی بی همزبان نگفت
مردی که درد و غصه ی خود را به چاه گفت    در زندگی زخوف و خطر های راه گفت
دیگر چو دست حضرت مولی کریم نیست       
دستی زمهر بر سر و روی یتیم نیست
دیگر غمی به وسعت این غم نمی رسد          دیگر کسی به گرد علی هم نمی رسد
در نیمه شب کجاست رفیق شکستگان           مرهم گذار سینه ی مجروح خستگان
خون گریه کن که حضرت مو لی شهید شد     یار عزیز حضرت زهرا شهید شد
هفت اسمان زغربت مولی شکسته شد          تا روز حشر. خلوت دلها شکسته شد
قربان خاک غربت نعلین ساده ا ش               پای عبور خلوت شبهای جاده اش
یک کهکشان به قلب زمان غم گذاشتند         داغی عظیم بر دل عالم گذاشتند

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 6:27 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

در اوایل دهه هشتاد شمسی پرفسور ایرج نبی پور در کاووش های باستان شناختی خود در منطقه کوه مُند و دشتی متوجه وجود یک خط و الفبای ناشناخته متعلق به هزاران سال قبل از میلاد شد. این خط  که پرفسور نبی پور آن را «الفبای خلیج فارس شمالی» نامیده است هنوز رمزگشایی و خوانده نشده است. براساس اظهار نظر دانشمندان باستان شناس دانشگاه های آمریکایی که نبی پور این خط را به آنها ارائه داده است، در سیستم الفبایی موجود این خط منحصر به فرد و کاملاً ناشناخته می باشد. اما هر چه هست نشان از وجود یک سیستم الفبایی پیشرفته در استان امروزی بوشهر در هزاران سال قبل است.

 

 

شبه جزیره بوشهر امروز، در عصر هخامنشیان یکی از حوزه های فرهنگی مورد توجه بوده و وجود کاخ های متعدد کورش و داریوش، که در دهه ها و سال های اخیر در ناحیه «دشتستان» کشف شده، مبین همین امر می باشد. از بوشهر و خلیج فارس بوده که شاهان هخامنشی لشکرکشی های دریایی خود را سامان می داده اند.

 

 

در عصر ساسانی نیز بوشهر یکی از مراکز اصلی و مهم فرهنگی و فکری در جنوب ایران و خلیج فارس محسوب می شده است. «ابن حوقل» نقل کرده که دست کم دو دانشگاه در شهرهای باستانی «سینیز» (روستای حصار دیلم امروز) و «بندر ریشهر» در عصر ساسانی وجود داشته است که در آنها دروسی چون منطق و فلسفه، پزشکی و نجوم به زبان های سریانی و پهلوی تدریس می شده است.

 

 

«یاقوت حموی» در کتاب «معجم البلدان» خود نقل می کند که خط و کتابتی که در دانشگاه های ساسانی بندر ریشهر و سینیز به کار می ر فته خط «گجستک» نامیده می شده است. عجیب آنکه اولین مترجم ایرانی که بخش هایی از مندگ سوری ارسطو و خصوصاً «ایساغوجی» نوشته «فرفوریوس سوری» را از سریانی به پهلوی ترجمه کرد احتمالاً یکی از مسیحیان جنوبی ایران به نام «پالوس فارسی» بوده است. پالوس از مسیحیان دیلم تا خوزستان بوده که متأسفانه زندگی او چندان روشن نمی باشد.

 

در عصر ساسانی همچنین مسیحیان در ریشهر و جنوب ایران فعالیت های فکری و فرهنگی زیادی داشته اند و براساس کاووش های باستان شناختی کسانی چون «دیوید وایت هاوس» و «اندرو ویلیامسن»، تمام مراکز مسیحی حوزه شبه قاره و اقیانوس هند و حتی خاور دور نیز زیر نظر «بطریق»  کلیسای بندر ریشهر اداره می شده است

بوشهر پایتخت فرهنگی

اقای یاحسینی سید قاسم

نسیم جنوب

http://sharji2.blogfa.com/8605.aspx

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

 

این مطلب زيبا و پر محتوا را در چند بخش تقدیم شما عزیران می کنم  چون که بسيار مطلب حجيم و زيادی است(حتما هم ميدانيد که سرانه مطالعه در ایران چقدر هست)تا بهتر و اسانتر بخوانيد و از آن لذت ببريد.تاريخ را ميخوانيم تا با زندگی گذشتگان اشنا شويم نه بخاطر این کهبا آن مغرور شويم تاريخ را ميخوانيم تا عبرت بگيريم نه با آن به خواب غفلت فرو رويم.

به دلیل سابقه درخشان و پرافتخار فرهنگی و تمدن و ظهور شخصیت های بزرگ و ماندگار ادبی، هنری و سیاسی در استان و شهر بوشهر، باید این خطه از ایران زمین را «پایتخت فرهنگی» جنوب ایران در سر تا سر کرانه های شمالی و جنوبی خلیج فارس، دانست و نامید.

 اگر به پیشینه ی بوشهر در عصر باستان توجه شود در می یابیم که این ناحیه از ایران یکی از کهن ترین حوزه های تمدنی را داراست و براساس کاووش های باستان شناسانی چون «موریس پزار» فرانسوی (1913)، «اشتاین» (1934) و «رابرت کارترس» (2004) پیشینه زیست و تمدن در آن به ما قبل تاریخ و عصر انسان «پارینه سنگی» و «کالکولوتیک» باز می گردد. این منطقه از جهان باستان، از هزاران سال قبل در گفت و گوی دائم با حوزه های تمدنی هندوستان و بین النهرین بوده است. «دراویدی ها»ی هندی در عصر قبل از تاریخ به این جا مهاجرت کرده اند و مردمان این نواحی با تمدن و قدرت های ساکن در بین النهرین چون «اکد»، «بابل»، «سومر» و «آشور» مراوده و تعامل فکری و فرهنگی داشته اند.

 

ما حصل این دیالوگ بین تمدنی، ورود خط «اَکدی» به بوشهر امروز در حدود پنج هزار سال قبل می باشد. به تأیید «والتر هنیتس» باستان شناس و مورخ مشهور آلمانی و متخصص تمدن عیلام و هخامنشی، قدیمی ترین کتیبه و آجر نوشته به خط «اَکدی ـ سومری» متعلق به حوزه تمدنی عیلام، در شهر تاریخی و باستانی «لیان» در شبه جزیره امروزی بوشهر، کشف شده است. همین سند نشان می دهد که مردمان ساکن این شهر از سپید دم ورود بشر به تاریخ و عصر کتابت، دارای خط و کتابت بوده و با نوشتن و خواندن و کارهای فرهنگی آشنا بوده اند. این در حالی است که در آن عصر هیچ بندر ساحلی  واقع در خلیج فارس، دارای چنین تمدن و فرهنگ پیشرفته ای نبوده است.

 

در عصر عیلامیان، بوشهر امروز را «لیان» می نامیده اند. در سال 1913 م. موریس پزار فرانسوی هزاران آجر نوشته، لوحه و کتیبه مربوط به لیان کشف کرد. کشف او مبنای شناخت علمی و آکادمیک قلمرو جنوبی و دریایی حوزه تمدنی عیلام قرار گرفت و تاریخ پادشاهان ناشناخته عیلامی، در پرتو نور در آمد و شناخته شد.مردم لیان همگام  با کل مردم عیلام خط و کتابت اَکدی ـ سومری را اخذ کردند اما به «اخذ» تنها اکتفا نکردند و پس از قرن ها، خود خط و کتابت مستقل عیلامی را به وجود آوردند و اولین خط مدون و نزدیک به سیستم الفبایی را اختراع نمودند. همین امر باعث شد تا خط عیلامی حتی تا ده ها سال در عصر هخامنشیان نیز خط رسمی دربار پادشاهانی چون «کورش کبیر» و «داریوش بزرگ» قرار گیرد. جالب آنکه

 روشنفکران لیان و عیلام مخترع خط و کتابت «پهلوی» بودند و به دستور داریوش، این خط را برای کاربرد در «کوه بیستون» اختراع کردند.

ادامه دارد....

بوشهر پایتخت فرهنگی

اقای یاحسینی سید قاسم

نسیم جنوب

http://sharji2.blogfa.com/8605.aspx

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  |