تبليغاتX
تاریخ دشتی
بوشهر شهر زيبای بندری که در کرانه خليج فارس واقع شده دارای قدمتی بيش از 3000 سال می باشد. دست تقدير این شهر را برگزيد تا زادگاه من و آغاز حرکت من به سوی این دنیای پر از زور و زر و تزویر و زشتی و زیبایی باشد. آغاز تمدن و شکوفايی این شهر به زمان عيلامی ها بر ميگردد  زمانی که به این شهر لقب ليان (به معنی شهر آفتاب) داده بودند. با ورق زدن تاریخ به نکات بیشتری برخورد می کنیم که با وضعیت کنونی این شهر اگر نه کاملا بی ربط ولی بیگانه است. با نگاهی سطحی و با روخوانی اسناد و مدارک موجود می توان به اهمیت این بندر در زمان ها و فصل های مختلف تاریخ ایران زمین پی برد. بوشهر این استان همیشه گرم و نه چندان حاصل خیز٬ چه در زمان کورش کبیر که کاخ بردک (واقع در برازجان کنونی) در آن ساخته شد و چه در زمان داریوش کبیر که ناوگان دریایی قدرتمند هخامنشی در خلیج پارس قدرتنمایی می کرد و چه در زمان ساسانیان که دژ مستحکمی به نام کلات (واقع در خورموج) در آن خودنمایی می کرد و چه در اعصار پر فراز و نشیب بعد از اسلام از جلال و شکوه خاصی برخوردار بود. بوشهر ٬ لیان٬ ریشهر یا بوخت اردشیر (به معنی آزاد شده اردشیر) یا هر اسمی که بخواهیم بر روی این سرزمین پر از آفتاب بگذاریم٬ دارای اهمیت فرهنگی٬ تاریخی و استراتژیک بوده و هست. اما افسوس که اهمیت امر نه تنها باعث جنبش٬ حرکت٬ جوش و خروش به سمت رفاه و سعادت اجتماعی نشده بلکه اگر نگوییم مانع اصلی پیشرفت که به یکی از علل اصلی آن بدل شده است. از آن همه افتخارات و فرهنگ و تاریخ به خونگرمی خویش مفتخر شده ایم و بسنده کرده ایم تا مهمان نوازی را به بیگانه پرستی و روح انتقادی خود را به سازشکاری مفرط تبدیل کنیم. ولایت ابوشهر (استان بوشهر) که زمانی با بزرگترین بنادر منطقه در رقابت بود اکنون حتی در تامین ساده ترین امکانات رفاهی خود از قبیل آب و برق عاجز مانده است. نوک تیز خنجر انتقاد نه به سمت شخص٬ فرد٬ ملت٬ یا دولت خاصی و نه به سمت بیگانگان و غیر خودی ها بلکه به سمت خودمان و خودی ها نشانه رفته و می رود. خداوند در قرآن کریم می فرماید:"ان الله لا یغییر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم". یعنی خداوند به عنوان عامل و اراده اول و مفرد تغییر ی در جبریات حاکم در جامعه ایجاد نمی کند مگر اینکه قوم به عنوان عامل دوم و جمع و مختار دست به بازنگری و تغییر خود بزنند و در خود حرکت و پویایی را زنده کنند. نه یک شخص٬ فرد٬ رهبر٬ عالم ربانی و حتی پیامبر و نه هیچ قالب دیگری (آنچنان که از فهم این آیه بر می آید) بلکه فقط و فقط مردم تشکیل دهنده یک قوم می توانند عامل تغییر روح ساکن حاکم بر آن قوم باشند. والسلام

نویسنده: مهرنگ

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 10:17 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

کتاب تاريخ را ورق ميزنيم تا از او ياد بگيريم که انسان ها چگونه زندگی ميکردند و چطور به قدرت می رسيدند و چطور این قدرت را از دست می دادند در کل جوامعه بشری همچنین فراز نشيبهايی را ميبينيم از مصر تا بابل از پارس تا اعراب مسلمان و ...

و اکنون که جامعه ای در رنج سختی به سر می برد و دچار مشکلاتی است بايد با آن اصوليتر برخورد کنید در جوامعه که عدل وجود نداشته باشد جايی برای پيشرفت نيست و هر آنچه در آن اتفاق بيفتد جز پس رفت و عقب ماندگی  چیزی به همراه نخواهد داشت. اگر به جوامعه ثروتمند و متمدن پيشين خود نگاهی بيندازيم به چنين نتينجه ای خواهيم رسيد انجا قانون وجود داشته ولی چيز که  نداشته اند  حق و عدالت بوده که بعدها همين امر باعث سقوط آن دولتها شده و به کلی نابود شده اند در قران هم از تاريخ نوشته از تاريخ اقوام مختلف که هر گاه حق و عدالت را زير پا گذارده اند به نابود ی کشيده و از بين رفته اند  جامعه ای پيروز است که در آن حق و عدالت باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 4:42 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

هر اجتماعی دارای نکات منفی و مثبتی است.من امروز نميخواهم در مورد نکات مثبت سرزمينم بنويسم اماده ام تا سرزمينم را نقد کنم زيرا این را وضيفه خود ميدانم سرزمنينی که با همه زيباييها دارای نکات بسيار منفی می باشد که دل مرا به درد آوارده و همه اینها ناشی از اطلاعات کم ما نسبت به جهان پيرامون خود است.عزيزان من متاسفانه ما خود را فرا تر از آن چيزی که هستيم ميدانيم و در يک جایی مثل ماورای زمين زندگی ميکنيم.خيلی در این مقاله ميخواهم شفاف صحبت کنم متا سفانه ما ایرانيها خود را قوم برتر می خوانيم در صورتی که در هيچ جای قران ایرانی يا هر قوم ديگری بر کسی برتری ندارد ما هميشه نژاد افغانی را زير سوال ميبريم و نميدانيم که مولانا فيلسوف بزرگ دنيا يک افغانی بوده يا که در خيلی جهات خود را برتر از اعراب ميدانيم( در صورتی که پيامبر ما و امامان ما عرب بودند)من خود جدم از سرزمين عرب به این مناطق پای گزاردند و مخصوصا ما جنوبيها بايد این موضوع را بهتر درک کنيم چون با این کشورها در رفت آمد هستيم ......

متاسفانه جامعه ما جامعه ای خالی از تفکر ميباشد و همه ما به چند خبر دل خوش کرده ايم مردم عزيز من با همه ملل هستم از فارس تا عرب تا کرد تا ترک چيزی که ما را به این وضع ناراحت کننده در آورد عدم توانايی ما در فکر کردن است ما همه مسلمانيم و وضيفه هر مسلمان دفاع از ارزشهای اسلامی است حال از هر قوم نژادی که باشند

اقوامی که در دشتی بوده اند را مد نظر قرار ميدهم و از آنان ميگويم

فايز دشتی و محمد خان دشتی فيلسوف و شاعر (فارس بن شهبان عربستان)

امير ديوان جد سادات دشتی (نوه امام زين العابدين عراق)

بلادی ها (اقوام معروفی در بحرين)

حاجیانی (اقوام ایرانی)

..........

ديگر همی بس که قران آمد که این مرزها را در نوردد و از بين ببرد این تعصبات بی جا که من از فلان

قومم او از قوم دگر و ....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 2:45 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  |