تبليغاتX
تاریخ دشتی

عيد نوروز را به تمام هموطنان عزيز تبريک ميگوييم و اميدواريم سالی سرشار از موفقيت را در پش رو داشته باشيد.برای امروز کليپی آمده کردم که در آن اثار باستانی استان بوشهر رو ميتونيد مشاهده کنيد که با صدای غلام رضا وزان بسيار ديدنی شده است اميدوارم که خشتون بياد و با اثار باستانی استان بوشهر بيشتر اشنا بشويد.

با تشکر از دوستان خوبم افشين و حسين

 

دانلود کليپ از استان بوشهر با صدای غلام رضا وزان

(Zshare DOWNLOAD)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 11:47 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

مدولاسیون یا مُدگردی در موسیقی بوشهر
کلیات

در موسیقی بوشهر، همچون موسیقی دیگر مناطق، انواع احساسات و حالات درونی نوازنده و یا خواننده، همچنین تعدد سبک‌های اجرایی مرتبط با ساختمان و بافت گام و یا به عبارتی مربوط به گوناگونی فواصل یا ایستگاه‌های صداهای تشکیل دهنده گام آهنگ هاست. پس از این جهت، اهمیت بررسی گام‌های مختلف سازی (نی انبان و نی جفتی و همچنین آوازی در قطعات بدون ساز) برای ما مسلم می‌شود. برای این که موسیقی بوشهری را بشناسیم، باید زبان محلی بوشهری‌ها را بشناسیم، چرا که موسیقی محلی هر منطقه‌ای ارتباط مستقیمی با زبان آن منطقه دارد؛ در واقع ریتم، سرعت، تکیه صدا و به طور کلی فرم در موسیقی هر منطقه، ارتباط مستقیم با زبان آن منطقه دارد و به همین دلیل است که در بوشهر، موسیقی هر محله با محله دیگر تغییرات اندکی دارد، چرا که در گویش آنها تفاوت‌هایی اندک به چشم می‌‌خورد و هر چه اختلاف لهجه میان محله‌ها بیشتر می‌شود، تفاوت در موسیقی آنها آشکارتر می‌‌نماید. این امر باعث پیدایش سبک‌های مختلف شروه و لالایی در بوشهر شده است، مثلاً با بررسی موسیقی نی انبان این طور به نظر می‌آید که تکیه صدا معمولاً بر ضرب دوم قرار می‌گیرد. باید در نظر داشت مواردی چون تکیهٔ صوتی، اوج و فرود، نوسانات آهنگین، تم، ریتم و سرعت، موتیو و نحوهٔ بسط آن، رنگ صدا، حالت‌های ضربی و نغمه‌ای و مهم تر از همه فواصل موسیقیایی (گام) در تعیین شخصیت موسیقی هر منطقه نقشی موثر دارد و تفاوت در موارد فوق است که تفاوت در موسیقی مناطق را حاصل می‌شود. به عبارتی دیگر پاسخ موارد فوق در مورد اکثر نغمه‌های بوشهری _ به جز پاره‌ای از آنها _ چون بعضی نوحه‌ها یکسان است.
چندصدایی در موسیقی بوشهر

چند صدایی در موسیقی بوشهر به جز یک مورد، آن هم در «خیام خوانی»، اغلب تابع دگرصدایی (هتروفونی) است و این با چندصدایی (پلی فونی) متفاوت است. این نوع چند صدایی در واقع تکرار یک ملودی واحد توسط نوازنده و خواننده و یا چند خواننده صورت می‌گیرد که به برخورد ناخودآگاه می‌‌انجامد که این برخورد اصوات به هیچ وجه تابع روابط هارمونی نیست. از جمله موارد چند صدایی می‌توان به تقلید ملودی توسط خواننده و یا نوازنده اشاره کرد که این تکرار خط نغمه (ملودی) توسط خواننده، به طور متناوب و یا با تأخیر صورت می‌گیرد که در این مورد می‌توان به بعضی نوحه‌های پامنبری و ذکرها اشاره داشت که نوعی تقلیدخوانی را در پی دارد. از دیگر موارد چندصدایی در موسیقی بوشهر، اجرای فرم واخوان در نوازندگی نی انبان و یا نی جفتی است که نوعی موازی‌خوانی را در پی دارد که صدای واخوان حرکت بالارونده و پایین روندهٔ نغمه را تعقیب می‌کند. در برخی گونه‌های «یزله» و «نِیمه» نیز به نوعی پاسخ‌خوانی (رسپانسوریال) برخورد می‌‌کنیم. در این نوع چند صدایی، تک خوان هنوز بند خود را به پایان نبرده که بند بعد توسط کر اجرا می‌شود. در این لحظه با تلاقی تک خوان و کر، نوعی چندصدایی به وجود می‌آید .این روش علاوه بر فرم‌های یادشده در عزای سرپایی بانوان و همچنین یزله عزا نیز به چشم می‌‌خورد.
گونه‌های نی‌انبان

از جمله رنگ آمیزی‌های نوازندگی که ویژه این ساز می‌‌باشد، استفادهٔ فاصلهٔ اول گام لا به لای فواصل بعدی است که گاهی به منظور تأکید، این فن رعایت می‌شود که علاوه بر تأکید، بر زیبایی ملودی نیز می‌‌افزاید. نوازنده گاهی با اشاره‌های پی در پی بر فواصل پیشین، باعث ویبره در فواصل کشش دار می‌شود. به عنوان مثال زمانی که ملودی در «حاجیانی» به فاصلهٔ پنجم می‌‌رسد و نوازنده چهار سوراخ پایین را رها کرده و به طور هم‌زمان ضمن اشارات پی در پی انگشت بر سوراخ دوم، موجب لرزه در کشش ایجاد شده (فاصلهٔ پنجم) می‌شود و هنگامی که بر فاصلهٔ ششم تأکید می‌کند، با اشاره به سوراخ سوم موجب لرزه در آن فاصله می‌گردد. فرود ملودی‌های اجرایی غالباً بر فاصلهٔ دوم این ساز قرار دارد. روند حرکت ملودی بیشتر از فاصلهٔ دوم تا پنجم گام می‌‌باشد و به فاصلهٔ ششم در بعضی اوقات اشاره می‌شود. همان طور که آمد این ساز ۶ سوراخ داشته و به طور طبیعی وسعت صوتی آن یک گام است و نوازندگان کمتر از فاصلهٔ هفتم این گام استفاده می‌کنند. هر چند نوازندگان جدید گاهی با فشار مضاعف فاصله اکتاو فاصلهٔ اول را نیز به کار می‌‌گیرند، ولی آن چه که مورد مبحث فوق بوده همان نوازندگی سنتی این ساز می‌‌باشد. با تغییرات مایه در هر فرم، تم‌ها به شکل فی‌البداهه شکل می‌‌گیرند و تکرار تم‌ها تقلیدی را به دنبال دارند. با بررسی تم در واقع می‌توان به زبان موسیقیایی یک ملودی پی برد. موسیقی نی انبان و همین طور برخی دیگر از فرم‌های موسیقی بوشهر _ همچون "نِیمه"ها و "یزله"ها _ در گذشته غالباً پنج تنی و یا پنج صدایی بوده است و ملودی‌ها در گام‌های پنج تنی اجرا می‌‌شده است. هر چند که با مرور زمان این ملودی‌ها غنی تر شده و گاهی از فواصل بعدی در گام نیز استفاده کرده اند. ضرباهنگ‌های مختلف فرم‌های نی انبان بر گرفته از ریتم‌های ۲/۴، ۳/۴، ۶/۸ است. در پایان هر گونه، نوازنده با آزاد کردن ریتم و فرود بر فاصلهٔ دوم گام، ساز ضربی را مجبور به توقف می‌کند، البته توقفی به مرور نه ناگهانی. یک قطعه سازی به طور کلی دارای بن‌مایه و موضوع ویژه به خود است؛ در نوازندگی نی‌انبان هر چند اصول نوازندگی تابع فرمی است که اجرا می‌شود و قطعات سازی نیز مشخص است، ولی نوازنده اصولاً بداهه نواز است. توالی قطعات سازی را خود ضمن نوازندگی تنظیم می‌کند و بسط بن‌مایه (موتیو) نیز در اختیار خود اوست و در بعضی اوقات ضمن نوازندگی دست به آهنگ سازی زده و قطعه تازه‌ای را بیافریند. نوازنده پیش از آغاز هر قطعه با متر مشخص، قطعاتی با متر آزاد می‌‌نوازد که به این قطعات در اصطلاح محلی «حاجیونی»، «سرپنجه» و یا «مقدمه» می‌گویند. این فرم که با متر آزاد اجرا می‌شود، قطعاتی است الهام گرفته از فرم‌های آوازی با متر آزاد در منطقهٔ بوشهر که از معروف‌ترین آنها می‌توان از «شروه» نام برد. "شروه" دارای پریدهای آوازی مشخص و مخصوص به خود است که بسته به سبک آن در مناطق مختلف، متفاوت اجرا می‌شود، هر چند ساختار اغلب آنها از نظر فواصل موسیقایی یکی است، ولی تفاوت، بیشتر در اجرای این پریدها از حیث آریه ها، تحریرها، سکوت‌ها و کشش‌ها است و گاهی تغییراتی جزیی در فواصل یاد شده موجب ابداع سبکی جدید می‌شود. از آن جا که قطعات موسیقیایی این ساز در محیط فرهنگی خاصی شکل گرفته است، ملودی‌های آن نیز متأثر از این محیط پژواک تمام عوامل طبیعی و فرهنگی است. با بررسی در می‌‌یابیم که قطعات ملودیک این ساز بر مبنای ریتم کوبنده، قطعات Spiccato و کوتاه بودن سیلاب‌های سازی و آوازی و همچنین کرن بودن فاصلهٔ سوم گام در این ساز که نوعی غم را در ذهن شنونده القاء می‌کند و در عین حال، شادی رقص آوری که منتج از ضرباهنگ شاد و تند آن است، از جمله عناصری است که در شکل گیری شخصیت موسیقی نی انبان تأثیرگذار بوده است. ریشه یابی نغمات و سازهای بوشهر در گذشته‌های دور موسیقی بوشهر دارای نکاتی است که در واقع جزو اصول ابتدایی موسیقی بشر محسوب می‌شوند. از این دیدگاه خوب است به دو مقولهٔ نغمات اجرایی و ساختار سازهای این منطقه نگاهی اجمالی انداخت.
ساختار سازها

بخشی از سازهای بوشهر سازهای کوبه‌ای اند که این سازها جزو ابتدایی‌ترین سازهای بشر محسوب می‌شوند و از وسایل خبررسانی در گذشته‌های دور بوده‌اند و بخش دیگر که سازهای نغمه‌ای بشمار می‌آیند، همچون نی انبان و نی جفتی است که در ساختار آنها همان طور که بحث تفصیلی آن در بخش سازشناسی می‌آید از ابتدایی‌ترین وسایل تولید صوت استفاده شده که می‌توان به نی و در شکل تکامل یافته به همراه انبان که از وسایل مورد احتیاج مردم گذشته خصوصاً دامدارها بوده است، نام برد. از دیگر سازهای ملودیک این منطقه می‌توان به بوق اشاره کرد که همچنان شکل بدوی خود را حفظ کرده است؛ این ساز در واقع نوعی شاخ گوزن می‌‌باشد که تنها یک سوراخ به منظور ورودی هوا بر روی آن تعبیه شده است.از این ساز صدها سال است که در افریقای شمالی جهت ارتباط مردم از راه دور، اعلام خبر و اجرای قطعات ملودیک استفاده می‌‌شده است.
نغمه‌های اجرایی

بخش قابل توجهی از موسیقی بوشهر موسیقی کار است؛ موسیقی ای که در دریا به هنگام پارو زدن و یا کار به منظور بازده بهتر کار اجرا می‌‌شده و یا کار در ساحل که از آن بین به صنعت لنج سازی و موسیقی کارش و همچنین موسیقی کار کارگران ساختمانی و یا موسیقی حمل بار می‌توان اشاره کرد. این موسیقی (موسیقی کار) که در سایر بخش‌ها نیز تأثیرگذار بوده، زیربنای بعضی بخش‌های دیگر را تشکیل می‌‌دهد. موسیقی کار به باور بیشتر پژوهندگان جزو ابتدایی‌ترین موسیقی بشر است که با آوازخوانی در هنگام کار شروع شده است. ین موسیقی در بوشهر با حرکات موزون مجریان کار همراه است که این نیز شکل ابتدایی رقص را ترسیم می‌کند.
[ویرایش]مدولاسیون یا مُدگردی در موسیقی بوشهر

هر چند که در موسیقی بوشهر تنوع چندانی در مدگردی نداریم. اما چند موردی که می‌توان تحت این عنوان یاد کرد را از نظر می‌‌گذرانیم. برای نمونه مقدمه‌ای که به مثنوی خوانی معروف است و شروه خوان در ابتدای شروه می‌‌خواند و یا چاوش‌خوانی که در بین نوحه‌ها خوانده می‌شود و همچنین نوحه خوان‌ها که با پایان یک نوحه و شروع نوحه بعدی گاهی مجبور به مدگردانی می‌شود. از جمله موارد دیگر می‌توان به تعزیه اشاره کرد که بنا به مناسبت‌های مختلف ضمن اجرای تعزیه از گام‌های گوناگون استفاده می‌شود.
برگرفته از هفته‌نامه نسیم جنوب، نوشتاری از سید محمدرضا بلادی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 8:45 قبل از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

این ایام رو به همه مسلمانان جهان تسليت می گوييم. برای امروز چند آهنگ از آقای حسين کشتکار رو برای دانلود گذاشتم که از شعر های بسيار اصيل و پر محتوای بوشهری استفاده کرده. تمام اشعاری که دراین آهنگ ها استفاده شده از مرحوم عباس در يانورد است که ایشان خود نيز يکی از مداحان به نام جنوب به شمار می رفتند. 

 

رسم عشق

هجران اکبر

عباس

خیمه ی زینب

ماه غم

خواهر من

مدینه

غریب نینوا

مصیبت نامه

منبع اهنگها:http://ahanghaa.blogfa.com/
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 11:1 قبل از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

حسن محمود از جنگجويان و مبارزان منطقه دشتی بود که مانند غلام رزمی و علی اسماعيل تجاوز و تهاجم نيروهای دولتی زمان خود را که ظاهرا  ماوريت حفظ نظم را با تجاوز و دست اندازی و هتک حرمت مردم معادل می دانستند به مبارزه و جنگ و گريز می پرداخت.حسن محميد در 1280 در روستای گله زنی که اکنون جز نوايی بندر دير است متولد شد و از 12 سالگی با تفنگ و اسب اشنا شد.در هنگام جنگ رئس علی دلواری 12 سال داشت و علی اسماعيل 25 سال.وی از طايفه خنسير بود که که با سختی و مشکلات خو کرده بود .حسن محيمد در جنگ کوه امير ديوان در منطقه جاشک با قوای دولتی زمان خود جنگيد و ظاهرا يک هواپيما را سرنگون کرده است.در جنگ بتخانه که امروز بتونه گويند و نام روستای کوچکی است نيزبا کمک ياران خود با سرهنگ جرجانی و نايب حسين خان بيانی که برای خلع سلاح منطقه آمده بودند به زد خورد پرداختند.در جنگ دير نيز هم رزم علی اسماعيل بود که يک تانک نيروهای نظامی را در خور بردستان غرق کرد و دو نفر از آنان را کشت.عده ای از ياران او کشته شدند و در این جنگ بود که مردم می خواندند:

حسن محيمد تر می زد       همش بر فرق سر می زد

در واقع این اشخاص قصد جنگ با دولت را نداشتند و هميشه مطيع و تابع دولت هم بودند و در تسليم تفنگ های خود به نيروهای دولتی پيش قدم هم شدند.اما زورگويی و چپاول و بی حرمتی به ناموس مردم را نمی توانستند تحمل کنند.ممکن است کسانی نا آگاهانه این مبارزان را به ياغی گری و سرکشی با دولت متهم سازند.اما این عقيده ميتواند مردود باشد زيرا آن ها زمانی به دفاع و مبارزه عليه قوای دولتی می پرداختند که اموال و نواميس مردم مورد دست درازی و بی احترامی قرار می گرفت ديگر وقتی که دولت وقت که از آنها ماليات مرتب خود را ميگرفت به فکر آنها و منطقه آنها نبود.حسن محيمد چندی بعد به همراهی شوهر خواهرش سيد غلام حسينی در جنگ ديگر گله زنی توسط دو هزار سوار نظامی به سرپرستی سرهنگ نامجو محا صره شده بود.گفته اند که تفنگ های آن ها ده تير روسی و تک تير انداز بوده است. او پس از واقعه روستای بتانه که ژاندارمی به دستش کشته شد متواری شد و پس از مدتی دستگير شد اما پيش از اجرای حکم از زندان بندر بو الخير فرار کرد و مدت 20 سال متواری بود.در 1357 ش هم زمان با شروع انقلاب اسلامی به دير برگشت و از مردم تفنگ خواست تا در انقلاب مردم را ياری دهد.در سن 83 سالگی در حالی که در بين مردم منطقه از احترام خاصی برخوردار بود در دير در گذشت.

حسن محميد شير پير دشتی        پلنگ انداز سنگر گير دشتی

تو با صوت تفنگ زنده کردی            ستمگر سوزی و تدبير دشتی

تو بودی سينه چاک آب و خاکت     نمی گشتی تو هرگز سير دشتی

به آواز طنين انداز برنو                  زدی در   ماسوا    آژير   دشتی

کلات گله زنی شده بيشه تو        به هنگام نبرد ای شير دشتی

زدی تير ستم کش بر معافی         گذر دادی زظلمت تير دشتی

نبود از کل کل سرخ تفنگت         نمی شد سيل اردو دير دشتی

نه شاهد ياد می آرد نه دير        دليری مثل تو ای شير دشتی

نکته :همانطور که ميبينيد بندر دير جز توابع دشتی بوده و چندی پيش به علت تقسيمات دولتی از دشتی جدا شد و خود يک شهرستان به حساب می آيد.

منبع:فرهنگ نامه بوشهر

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 7:32 قبل از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

تاريخ زندگی بشر به ما انسان هايی را نشان ميدهد که ساليان سال از زمانه خويش جلوتر بوده و افق ديد و فکرشان محدود به مکان و زمان و انسان خاصی نبوده است.کم نبو ده اند حکيمان و خردمندانی که هر يک به طريقی به تربيت انسانها پرداخته و آدميان را به فراخور حال خويش دستگيری کرده اند.آن ها مشعل هدايت را در ست گرفته و هر يک با زبانی گمشدگان طريق حقيقت و هدايت را راهبری کرده اند.

فايز دشتی:

نه هر سر چشمه ای آب زلالست

نه هر لاله رخی صاحب کمالست

نه هر برگشته بختی هست فايز

نه هر گلدسته خوان مثل بلالست

 

خدا وندا دلم از دين بری شد

اسير   دام   زلف  آن پری شد

پری ديد و پريشان گشت فايز

پری را هر که ديد از دين بری شد

 

شب ابرست و دنيا تيره تار است

خيالم   پاسبان   کوی يار است

پلنگ  نفس   فايز سينه بر خاک

بکش جانا که هنگام شکار است

 

اگر  صد   تير   ناز   از دلبر آيد

مکن   باور که  آه از   دل بر آيد

پس از صد از سال بعد از مرگ فايز

هنوزم   آواز    دلبر  دلبر   آيد

 

بيا  جانا که    دنيا را     وفا نيست

جوی راهت در این محنت سرا نيست

در این ره هر چه فايز ديده بگشود

زهمراهان  اثر  جز  نقش   پا نيست

 

چو آمد   فکر يار اند  ضميرم

بسوزد   خرمن ماه  از نفيرم

نه فايز پير عمر ماه و سالست

غم هجران  جانان کرده پيرم

 

غزلی از ديوان محمد خان دشتی:

نسيم باد صبا  مشکسار آيد          مگر که از   سر   کوی   نگار آيد

چو بوی زلف تو آرد نسيم پنداری    هزار قافله  مشک از تتار می ايد

چو کاروان تو بر خاک من گذارکند    وجود  من   زپيش    چون غبار آيد

خبر دهيد به طفلان که نی سوارشويد   که پير شيفته نی سوار می آيد

دلی به زلف کمندت چو او افتاد او را   نگاه  دار   که   روزی   به   کار آيد

چو ديده ام رخ زيبای عالم افروزت      به چشم چشمه خورشيد تار می آيد

دوباره   زندگی    را ز سر گيرم          پس از   هلاکم  اگر   بر   مزار می آيد

اگر شمار غم عشق تو کند دشتی    شمار   ناشده  روز   شمار می آيد

سيد علی نقی دشتی:

ندارم  ذوق   و سير   باغ   گلزار

که سرو و گل بود در چشم من خوار

زنرگس چشم و از غنچه لب دوست

کنم   ياد    و شوم از ديده  خونبار

 

به اميد وصال ان گل اندم(آمدم)

نه شب راحت مرا نه روز آرام

دريغا با همه آن محنت و رنج

شدم محروم از وصلش سر انجام

 

چو يادم آيد از عهد جوانی

در آن عيش خوش و ياران جانی

شود دل خون و تن پرسوز و جان زار

پس از ياران چه سود از زندگانی

شايان حامدی:

به سايه ميروم سايه جايگاه من است     در این که بی گنهم او گواه آه من است

به سايه ميروم ای سايه سايه بانی کن   به مهر بر سر هر آهويی شبانی کن

به سايه می روم سار تير خورده منم      در این سفر همه لاله ها شمرده منم

بگو   که      آبی بالا   ندارد   آرامی        بگو سر کنم اینجا به دانه يا دامی

محمد جواد حامدی:

از حسرت شمع رخت ای دوست کبابم     هرگز نبرد شب زخيالات تو خوابم

اکنون که کرم کردی و باز آمدی ای يار       ديگر مرو از پيش من ای گوهر نابم

من کعبه نرفتم که طوافی کنم از صدق      چون کعبه تو بود حسن  ثوابم

بنشين کنارم دمی ای مونس جانم        برچين زجبين چين مدی اینقدر عذابم

هرگز نکشد دست زدامان تو حامد        هر چند که زين بيش نمايی رو خرابم

افراسياب تورانی:

دمی که فتنه دوران به پا شد

بسی فتنه زخوبان بر ملا شد

همان تير نگاه چشم و ابرو

به عالم خورد و انگه بر شما شد

 

بتا نور رخت عالم گرفته

زخوبان جهان خاتم گرفته

شميم روی تو ای ماه خوبان

سراسر کشور جانم گرفته

 

این هم يک شعر از خودم تقديم به تمام همشهريای عزیز:

به  دشتی   آمدم   صفا   ديدم

به جز مهربانی و گل چيزی نديدم

دشتی  است    ماوای  عاشقان

جای کسانی چون فايز و محمد خان

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 7:57 قبل از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

                                                                
خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه فرهنگ و هنر ـ بناي تاريخي زنديه معروف به عمارت ده‌دشتي در بوشهر موزه معماري مي‌شود.
سميه آقازماني، كارشناس دفتر فني اداره كل موزه‌ها در مورد تبديل اين بناي تاريخي به موزه معماري گفت:«فاز يك موزه درحال انجام است. در اين مرحله مطالعات و طراحي اوليه مورد بررسي قرار مي‌گيرند و با تصويب آن، فاز دوم يعني اجراي طرح  آغاز مي‌شود.»
او همچنين اعتبار اختصاص داده شده در فاز اول موزه را 21 ميليون تومان عنوان كرد و گفت كه شركت ارگ بم به عنوان مشاور طرح برگزيده شده است.
آقازماني در ادامه به دليل تغيير بناي ده دشتي به موزه معماري اشاره كرد:«ساختمان از نظر معماري و گچبري داراي ارزش فراواني است به‌همين دليل تصميم گرفتيم آن را براي نمايش آثار معماري انتخاب كنيم. بنا در بافت قديمي بوشهر قرار دارد و تمام خصائص خانه‌هاي تاريخي و قديمي شهر را دارا است.»
بافت قديم بوشهر يك بافت پيچيده است و خصوصيات شهرسازانه و معمارانه خاص خود را دارد، درحاليكه در سال‌هاي اخير همواره اين بافت به صورت تك بنا مورد توجه قرار گرفته است. 
درهاي دو لنگه‌اي و تخته‌اي كوچك، چارچوب‌هايي از چوب درخت گز و كنار و ساختمان هاي سه الي چهار طبقه از ويژگي‌هاي بارز معماري منطقه بوشهر است كه امروز رو به ويراني گذاشته. به اعتقاد كارشناسان ميراث فرهنگي اين منطقه معماري و بافت قديم منطقه بوشهر امروز بيشتر به يك جسد رو به قبله‌اي است كه شايد حفاظت از آن، پشت ديوارهاي شيشه‌اي موزه‌ها عاقلانه‌ترين كار باشد.
از نوساختن اين بافت به شكل اول كه عمر برخي از بناهاي آن به دوره افشاريه برمي‌گردد، نه اقتصادي است و نه حتي امكان پذير. بنابراين احياي آن به شكلي كه بتوان آن را به شكل يك موزه طبيعي براي بازديد گردشگران بازسازي كرد، بهترين راهكاري است كه از جانب كارشناسان پيشنهاد مي‌شود. 
از ويژگي‌هاي معماري سنتي بوشهر اين است كه پس از باز شدن در و دروازه‌ ورودي خانه و قلعه، ديواري براي جلوگيري از ديد مستقيم و جدا كردن اندروني با بيروني ساخته مي‌شده است يا پرده‌اي ضخيم يا گليمي، كار  اين ديوار را انجام مي داده. سكوي كنار در ورودي از ديگر خصوصيات معماري بناهاي اين منطقه است كه همچون ساير عناصر با كاركردي خاصي تعريف و ساخته شده است.اين سكو با اين هدف مورد استفاده قرار مي‌گرفت كه مهمان مي‌توانست در انتظار باز شدن در نشسته و رفع خستگي كند. علاوه بر اين، وجود اين سكو از تابش آفتاب شديد جنوب به صورت و بدنش جلوگيري مي‌كرده است. در اين سبك معماري بعضي خانه‌ها داراي دو حياط اندروني و بيروني بوده و برخي تنها يك حياط داشته است. اتاق‌ها در چهار طرف ساخته مي‌شد و براي اين كه از تابش مستقيم آفتاب و گرما در امان بمانند، همه اتاق‌ها داراي ايوان سراسري بوده است.
گرچه در گذشته هريك از عناصر با هدف خاصي در اين سبك معماري به كار گرفته مي شد و اين شيوه بهترين نوع تطابق با اقيلم خاص منطقه به شمار مي‌رود، اما از نيم قرن گذشته اين سبك خاص كم كم به كنار گذاشته شد و معماري رايج در محدوده پايتخت در اين منطقه افزايش يافت.
بافت قديم بوشهر يك بافت پيچيده است و خصوصيات شهرسازانه و معمارانه خاص خود را دارد ، درحالي كه در سال هاي اخير همواره اين بافت به صورت تك بنا مورد توجه قرار گرفته است.
منبع:/www.chn.ir
+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 4:38 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  |