در اطراف مسجد بردستان اب انبار های کهنه و متروکه فراوان وجود دارد.در حدود سیصد متری جنوب مسجد بردستان ، در سمت جنوب غربی روستای بردستان دهانه سه حلقه چاه مستوی شکل وجود دارد که دو تا از انها به هم چسبیده و به چاههای دوتایی یا جنبولی معروف است و سومی که با مقداری فاصله و در جنوب انها قرار گرفته و به چاه برزو معروف است.در قسمت های پایین ، چاهها را در درون سنگ تراشیده اند و در قسمت های بالا ان را سنگ چین و طوقه بندی سنگی کرده و با ساروج پوشش داده اند.
به دلیل وجود این چاهها در درون قبرستان اسلامی این زمینها محل دفن و شستشو و سایر تشریفات مذهبی مربوط به مردگان پیش از دوره ی مسلمین بوده است و بعد ها بر روی ان و یا اطراف ان اماکن قبرستان مسلمین به وجود امده است:
این چا هها تا قبل از ایجاد خط انتقال اب طرح محرم در سال ۱۳۷۱ ه.ش محل تامین اب اشامیدنی مردم بوده است و ارتفاع ان بسیار کم و در حدود دو متر و اب انها شیرین و استفاده از ان برای عموم ازاد بوده است ولی در حال حاضر استفاده ای از انها نمی شود.
همانطور که همه دوستان عزیز می دانند دشتی در گذشته وسعت بیشتری داشته طوری که در کتب تاریخی ذکر شده که دشتی وسعتش تا بندر عسلویه بوده است و تمام مردم این سرزمین ها موظف بوده اند تا به خان خورموج مالیات پرداخت کنند.
منبع:کتاب تاريخ دشتی
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 9:40 بعد از ظهر توسط مصطفی و میثم
|

از جمله وقایع مهمی که در تاریخ دشتی اتفاق افتاد به قتل رسیدن محمد خان دشتی بود.ایشان با ان همه تلاش و کوشش در راه احیای علم و ادب و فرهنگ جنوب به ویژه دشتی،در سال ۱۲۹۸ ه.ق در بوشهر چشم از جهان فروبست در مورد علت مرگ ایشان رکن زاده ادمیت چنین می نویسد:
حاج غلامعلی عطار شیرازی مقیم بوشهر که از خویشان نگارنده بود در جوانی و پیش از امدن به بوشهر با پدرش در دستگاه دشتی بود او نقل می کرد که دشتی(محمد خان)سالی یکبار برای ملاقات والی که در ان اوقات غالبا فرهاد میرزا معتمدالدوله یا برادرش مراد میرزا حسام السلطنه بود به شیراز میرفت و مالیات ابواب جمعی خود را می پرداخت و ضمنا با فضلا و شعرای شیراز مخصوصا فرهاد میرزا که مردی دانشمند بود اغلب حشر و نشر و مشاعره داشت.در یکی از مسافرتها حین اینکه سوار بر اسب و با خدم و حشم خود در کوچه های شیراز گردش می کرد فرهاد میرزا در رسید و دشتی احتراما از اسب پیاده شد فرهاد میرزا احوالش پرسید و در ضمن مکالمه بر زبانش جاری شد که نصیر الملک(حاج میرزا حسنعلی خان) از تو گله دارد که به شیراز امده ولی به دیدن او نرفته ای.دشتی به علت تمول وفضیلتی که داشت غروری به هم رسانیده بود در جوابش گفت قربان،نصیر الملک یکی از حاشیه نشینان مجلس چاکر است و او می بایست به دیدن جان نثار بیاید فرهاد میرزا بعدا این گفته جسورانه را به نصیر الملک رسانید و نصیر الملک از این سخن بر اشفت و کینه دشتی را به دل گرفت و منتظر فرصت نشست تا به موقع خود تلافی کند.
تا انکه در سال ۱۲۹۸ ه.ق نصیر الملک حکمران بوشهر و مضافات شد و دشتی را به بوشهر خواست و در بدوامر به او احترام گذاشت و پس از چند روز مطالبه مالیات عقب افتاده دشتی کرد که در حدود ده هزار تومان بود و چون دشتی قادر به پرداخت نبود مهلت خواست و نصیر الملک قبول نکرد دشتی اجازه خواست که به دشتی برود و پول تهیه کرده و بیاورد.باز از راه دشمنی و کینه دیرینه و به تصور اینکه شاید از دشتی بر نگردد پیشنهادش را نپذیرفت و دستور حبسش داد و دشتی مدت نه ماه در زندان بود و به علت گرمی هوا در زندان مریض شد و بمرد بنابر این دشتی جمله بیهوده و کینه شتری نصیر الملک مستبد جان عزیز خود را باخته است.
مرشد که از شعرای معاصر محمد خان بوده در مورد مرگ وی چنین گوید:
هزار و دویست و نود وهشت
که اقبال دشتی نگونسار گشت
محمد حسین اهرمی متخلص به معتقد در تاریخ فوت وی میگوید:
دو سنه از هزار وسیصد کم
کرد دشتی وداع این عالم
فایز در شعری که فقط یک بیت از ان باقی مانده و فوت وی را به حساب ابجد تعیین کرده گوید:
گفتمش تاریخ فوت او بگو
گفت فایز کن مکرر خان خان
بدینوسیله یکی از دانشمندان و شاعران بزرگ ایران در خاک ارمید روحش شاد و خدایش بیامرزد.
منبع:کتاب تاريخ دشتی
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 11:23 بعد از ظهر توسط مصطفی و میثم
|
از بناهای دوره ناصری است که توسط ریس عبدالحسن رزمی در حدود سال ۱۲۸۰ ه.ق پس از نقل مکان از دمنالو به سنا بر روی تپه بلندی در غرب روستا ساخته شد.قلعه شامل یک حیاط بزرگ و حصاری به صورت مربع و دو درب یکی به طرف مشرق رو به ابادی دیگری رو به جنوب بوده است.بنا دارای چهار باب خانه بوده و بر روی ضلع شرقی ان گوشواره ای زیبا قرار داشته است که بیشتر جهت دیده بانی و نشیمن از ان استفاده می شده است.در اطراف قلعه زمینهای زراعی و منازل اهالی ابادی وجود داشته است.امروزه قلعه کهنه به صورت تل بلند انباشته شده از خاک است که فقط اثاری از گوشواره ان باقی مانده و از دور نمایان است.
علی قلعه
این قلعه در شرق سنا است که مربوط به ریس علی رزمی بوده و در اوایل دوره پهلوی با همکاری مردم در محوطه وسیعی به صورت مربع ساخته شده است.مصالح ان گل و خشت، چندل و گز بوده و از یک درب ورودی اصلی به نام دروازه در طرف جنوب برخوردار بوده است.قلعه از دو قسمت داخلی و بیرونی تشکیل می شده که به وسیله راه کوچکی در وسط حیاط به هم دیگر وصل می شدند و دو ردیف اطاق در قسمت اندرونی قلعه و رو به روی هم قرار داشتند.اصطبل قلعه در قسمت بیرونی قلعه قرار داشت و در ضلع جنوب شرقی ان گوشواره ای قرار دارد که نشیمن گاه ریس بوده و دور قلعه دیواری مرتفع و قطوری قرار داشت.در جنوب قلعه و چسبیده به ان یک باغچه لیموی با صفایی بود که بویسله اب فاریاب ابیاری می شد
و در حدود سال ۱۳۶۵ ه.ش به دلیل قطع شدن جریان فاریاب خشک شده .در محوطه باغچه و در ضلع غربی ان دستگاه سنتی ارد سازی که بوسیله یک تلمبه کار می کرد مستقر بود.بعد از در گذشت ریس محمد علی قلعه رو به ویرانی رفت و قسمت عمده ان تخریب و تسطیح گردید و جای ان ساختمانهای جدید بنا گردید و در حال حاضر یکی از فرزندان وی در انجا سکونت دارند.
منبع:کتاب تاريخ دشتی
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 11:29 بعد از ظهر توسط میثم
|
متاسفانه دولت امارات سایت نسیم جنوب و صفحه نظرهای وب هایی که با پسوند بلاگفا هستند را blocked کرده است.پس فعلا من قادر به نظر دادن به وب های بلاگفا نیستم.اگر دوست داشتین می تونید به هم میل بزنید با :daastaneman@yahoo.com
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 11:51 قبل از ظهر توسط میثم
|

سید محمد طاهر شهریاری فرزند مرحوم سید شهریار در سال ۱۲۶۷ ه.ش در روستای بحیری متولد شد.تحصیلات ابتدایی خود در مکتب خانه ها نزد علمای محلی شروع کرد و از کلاس درس مشاهیر دشتی چون سید علینقی دشتی بهره مند گردید.نخست قران و انگاه اشعار حافظ و فایز را فرا گرفت.ابتدا تخلص ایشان طریف بود و بعدها به شفیق تغییر داد.شفیق شهریاری در سال ۱۳۰۰ ه.ش.بنا به پیشنهاد و در خواست هیات وکلای دبیرستان سعادت از دشتی به بوشهر رفت و به سمت دبیر ادبیات فارسی،عربی و ریاضیات مشغول به تدریس شد و در سال ۱۳۰۹ ه.ق با توافق ریس فرهنگ به مدریت دبیرستان سعادت منصوب گردید.بعد از سه سال که در پست مدریت و دبیری انجام وظیفه نمود به علت بیماری استعفا دادو فقط به امر دبیری پرداخت.
همواره در انجام وظایف خویش سعی و تلاش فراوان می نمود به طوری که در اثر لیاقت و کاردانی در زمان ریاست اقای صحت زاده به دریافت مدال درجه اول علمی نایل گردید.و پس از سالها تلاش صادقانه در سال ۱۳۲۳ ه.ش به علت گرفتا ریهاری خانوادگی که در دشتی داشتند و نیز درد چشم شدید که عارض ایشان شده بود به ناچار از خدمت اداره فرهنگ کناره گیری نموده و به دشتی بازگشتند.سرانجام در ۵ بهمن ۱۳۵۲ ه.ش در روستای بحیری بدرود حیات گفت و در همانجا به خاک سپرده شد.
ایشان در شاعری از طبعی لطیف و ذوقی سلیم بر خوردار و در سرایش شعر متاثر از شاعران بزرگی چون حافظ و سعدی بودند.وی انواع شعر از جمله غزل قصیده،مثنوی،قطعه و رباعی را سروده است.به عنوان نمونه غزلی از ایشان نقل می شود:
می دمد از باد بی موقع شگفتا بوی گل
کاش می دیدم چنان ناگه شکفته روی گل
بی وفایی از تو ای نازک بدن نبود شگفت
روی و بوی گل فراهم کرده ای با خوی گل
می کشم از خار خواریها چو بلبل تا مگر
بر لب جویی بیابم طلعت دلجوی گل
هم کمال معنی او را،هم جمال صورت است
زین جهت دل را بود روی ارادت سوی گل
گلشن حور ار شمارم کعبه دل دور نیست
کز صفا شد خاص خلو تخانه بانوی گل
گیرد اهو بر رخ رعنا غزالان جهان
هر که شیدا شد چو من بر روی بی اهوی گل
سر عشق از تو فرا گیرد شفیقا صدهزار
زانکه طبعت برده گوی از بلبل خوشگوی گل
منبع:کتاب تاريخ دشتی
+
نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط میثم
|
ااز بناهای دوره قاجار است که توسط باقر خان برادر محمد خان پایه گذاری شده و در دوره محمد حسن خان به اتمام رسید.قلعه شامل بنای عظیمی هست که بعد از قلعه محمد خان از بزرگترین قلعه های دشتی استو شامل دو قسمت بیرونی و اندرونی است که به وسیله یک راه کوچک معروف به چیله به یکدیگر راه دارند.
قسمت داخلی محل اسکان خانواده خان بوده و اشپز خانه خان نیز در انجا قرار داشته است و قسمت بیرونی نشیمن گاه خان بوده است.در قسمت شرقی قلعه گوشواره زیبایی قرار دارد ودر شمال گوشواره محوطه ای وسیع برای مراسم شب نشینی است.قلعه در قسمت جنوب روستا واقع و سه طبقه است و شامل چندیر خانه تو در تو بوده که بیشتر انها به هم راه دارند و یک گاراژ و اصطبل وسیعی دارد که درب گاراژ بیرون و رو به طرف مغرب باز می شود.
در کنار قلعه باغچه ی با صفایی از مرکباتی چون لیمو ، ترنج ، نارنج وجود دارد که هنوز اباد است و باغبان مخصوص داشته.قلعه پس از نقل مکان خان به شیراز خالی از سکنه گردید و بعضی از قسمت های ان در حال تخریب است که در سال ۱۳۸۲ توسط میراث فرهنگی به عنوان اثار تاریخی ثبت شده است.در شرق قلعه یک دستگاه تلمبه بادی با اب شیرین وجود داشته که اب اشامیدنی روستا را تامین میکرده و در واقع یکی از عوامل تجمع افراد محله به دور قلعه وجود همین اب شیرین بوده است در حال حاضر تلمبه بادی غیر قابل استفاده شده است و اب چاه شیرینی سابق را ندارد و فقط برای ابیاری باغچه قلعه از ان استفاده میشود.
به ان امید که قلعه مورد مرمت و تعمیر قرار گیرد تا مانند قلعه خورموج(محمد خان) از بین نرود.
منبع:کتاب تاريخ دشتی
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 11:6 بعد از ظهر توسط میثم
|