تبليغاتX
تاریخ دشتی

کاکی شهريست که در دشتی واقع شده است و يکی از قديمترين مناطق دشتی به حساب می ايد و در آن دو طايفه وجود داشته شيخيانی و حجيانی در قبل از اسلام وقتی که افغانها به ایران حمله کردند و بر ایران مسلط شدن.خوانين حاجيانی همه منطقه را پايگاه اصلی خود کردند.و تمام مناطق خورموج و سنا و بردستان را گرفتند و بلوک دشتی را بوجود  آوردند و کاکی را ماندستان نام نهادند.

در در کاکی مکتب خانه های زيادی وجود داشته که مشاهير فراونی از آن برخاسته اند و این مکتب خانه هادر عصر خيش شهرت بسياری داشته است.از بزرگان این شهر ميتوان بحرينی و شيخ احمد عاشوریرا نيز نام برد که در همين مکتب خانه ها پرورش يافته بودند.اما این مردم از جهت مبارزه با انگلسی ها نقش بزرگی را ایفا کرده اند. مخصوصا علمای به نام این شهر که هرگز ساکت ننشستند و با بيگانگان به جنگ پرداختند.

اما در مورد اینکه چرا این شهر را مندستان می نامند

ماندستان از نام رودخانه مند يا ماند گرفته شده است. اين رودخانه در مناطقي كه به خليج فارس مي‌ريزد به علت هموار و كم‌شيب بودن زمين، سرعت چنداني ندارد، لذا به نظر مي‌رسد آب رودخانه از حركت باز ايستاد (مانده) است. به همين جهت به اين رودخانه مند يا ماند نام داده‌اند وكناره‌هاي آن را كه نزديك خليج فارس است ماندستان گفته‌اند. وجه تسميه ديگر ماندستان آن است كه اين رودخانه و زمين‌هاي اطراف آن از نظر كشاورزي فايده چنداني ندارد و گويا رودخانه در آن حدود مانده است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 7:40 بعد از ظهر  توسط میثم  | 

دعای بارون                                                                                                                                  در دشتی و دشتيان هنگامی که باران دير شود مردم تصميم ميگيرند که گل درست کنند.و يک نفراز اهالی روستا گلی می شود وی را با برگ درختان گوناگون و خرما می پوشانّد و کلاه کاغذی بر سر او ميگزارند و چوبی به دست او ميدهند.سپس مردم از زن و مرد و بزرگ کوچک پشت سر گلی راه افتادهو به در خانه رفته می خانند:

گلی گلينا شاخ زرينا گلی امده دم خونتون سی ختر کل نونتون

و ميخوانند:

قبله دعا ميشويم                   سی خاتر او خدا می شويم

و باز ميخوانند:

مشتی جوی داشتيم پس تلی کاشتييم نصفی سوی تو نصفی سوی دو -الله تو بارون بزن سی مال عيال وارون و الی اخر و يکی از ريش سفيدان جلو امده ذامن ميشود و می گويد تا فلان روز اگر باران آمد هيچ و گرنه بار ديگر آسک را به دوش او ميدهيم هرچه سنگ بيابان است به تن او خرد ميکنيم. تا روز مقرر اگر باران بيايد که هيچ و گرنه دوباره سراغ آسک به دوش قبلی ميروند.لنگه آسک را به دوش او نهاده و باز به قبله دعا ميروند.ابتدا مقداری سنگ به او پرتاب ميکنند و سوره ای از قران ميخانند و نماز طلب دعا به جا مياورند.

نکته قابل توجه در این مراسم صفا و پاکی بی مانند  آنها بوده است که دیگر این کار در دشتی مرسوم نمی باشد 

منبع:سايت آفتاب

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 4:7 بعد از ظهر  توسط میثم  | 

محمد جعفر خان حقایق نگار خورموجی

ادیب دانشمند وفاضل حقیقت پسند ، مرحوم محمد جعفر الحسینی خورموجی متولد 1235 ه . ق . فرزند بنام میرزا علی بیگ خورموجی ، کلانتر تمام نواحی دشتستان بوده است . محمد جعفر خان پس از مرگ پدرش ضابط و کلانتر ناحی هخورموج شد تا اینکه در سال 1258 توسط حاجی خان دشتی معزول گردید وبه اجبار ترک دیار کرد و مدتی در شیراز و سپس در تهران روزگارمی گذرانید .

زندگی علمی محمد جعفر خان از زمان هجرت آغاز گردید . ایشان صاحب تألیفات ارزشمندی می باشد که همگی از بهترین کتابهای عصر قاجاریه هستند . مشهورترین و زبده ترین اثر این دانشمند مورخ حقایق الخبار ناصری است . او در این کتاب برای اولین بار قتل امیرکبیر را افشا می کند . و به همین سبب موجب غضب دربار قرار گرفته و به عراق مهاجرت می کند . او در سال 1301 ه .ق . در سن 76 سالگی در عراق زندگی را بدرود میگوید . آثار ایشان عبارتند از

آثار جعفری

حقایق الخبار ناصری

نزهة الخبار

حقایق المصیبه در تاریخ کربلا

روحش شاد و یادش گرامی باد



نویسنده و محقق : سید محمد رضا هاشمی زاده           منبع:http://sheredashti.mihanblog.com/
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 11:23 بعد از ظهر  توسط میثم  | 



مقبره يا معبد کلات در دامنه کوه مند در سی کيلومتری خورموج قرار دارد.آثار حجاری و کوه تراشی در دل صخره وجود دارد که نمای خارجی شامل يک ورودی با سقف قوسی و ورودی ديگر و دو حفره به شکل ورودی های طرفين سکوی شاه نشين ورودی اصلی به منزله پنجره ها و نورگير های رواق های اصلی معبد يا ضريح بوده اند.



                                                                                                                          دخمه های کلات که ساختمان های برای مقابر بوده است به تقليد از خانه ها ساخته می شده اند نقشه این مقابر مانند مقابر فينيقی است. طرز قرار گرفتن دخمه ها بر روی يکديگر کم شدن تدريجی ابعاد آنها در طبقات بالاتر همان نقشه زيگورات و ميل های مضرس است که اصلی بابلی دارد صندلی حجاری شده در يکی از دخمه ها مقابر کلات در معماری سنگی معماری هندی سابقه داردمقابر کلات متاثر از تمدن های مختلف ایرانی و هندی و آشوری و فيينييقی و عيلامی می باشد.

                                                                                                                                           من خودم از این بنای تاريخی بازديد کرده ام و باید بگویم که به راستی کلات نمونه ی بارز یک تمدن  کهن و پيشرفته ی آن روزهای ایران زمين است.



مقابر گنخک هيرونی



گنخک بين کاکی و آبدان در مسير جاده کاکی-بردستان و کاکی-دير واقع است. در گنخک هيرونی آثار قبوری قديمی وجود دارد که در دامنه صخره ای سنگی کنده شده و مانند دخمه ای کوه بنگ گناوه و يا دخمه های سيراف هستند. به نظر ميرسد این گورها مربوط به پيش از اسلام و قبل از زمان ديلميان يا اتابکان بوده است. اما مردم محلی بر این باور هستند که صاحبان گورها ترک زبان هستند.



 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 12:34 بعد از ظهر  توسط مصطفی و میثم  | 

تاريخ تمدن بوشهر به بيش از پنج هزار سال پيش باز مي گردد. زيگورات مذهبي مربوط به دوران طلايي عيلام ، به نام كي ري ري شا در هزارة سوم پيش از ميلاد كه آثار آن توسط پزارد فرانسوي در سال 1913 در تل پي تل بندر بوشهرحفاري شد مكاني بوده است كه در كنار مراسم مذهبي ، درمان هاي طبي بيماران نيز در آن انجام مي پذيرفته است زيرا در تمدن باستاني عيلامي ، مذهب ، جادو و طب با يكديگر ارتباط و پيوستگي نزديك داشته اند و روحانيون زيگورات هاي تمدن هاي باستان به عنوان پزشك نيز نقش ايفا مي كردند ،آنان آشنايي عميقي با آناتومي بدن و درمان هاي جراحي ، حتي جراحي ناحيه چشم و جمجمه داشتند.
از دودمان ايراني كه در شبه جزيره بوشهر ساكن بوده اند و به حد بالايي از تمدن و شهر نشيني دست يافتند ، پارت ها هستند كه در تحقيقاتي كه توسط نگارنده در ويرانه هاي ساحلي شهر بزرگ پارتي ، واقع در ساحل غربي بوشهر ، انجام گرديده است، به ادوات و ظروف سفالين لوله داري كه كاربري در علوم دارويي و مصرف شربت هاي طبي داشته اند برخورد نموده است كه نمايانگر رشد علمي و تكنولوژيك اين شهر در آن دوران است. يكي از دانشگاههاي عصر ساساني ، همزمان با دانشگاه جندي شاپور ، دانشگاه بندر سي نيز است كه آثار اين بندر اكنون در روستاي حصار در 16 كيلومتري جنوب بندر ديلم و 20 كيلومتري شمال بندر گناوه پا برجا مي باشد. همانگونه كه در دانشگاه جندي شاپور ، علم پزشكي در بيمارستان آموزشي آن آموزش داده مي شده است، بي شك در شهر دانشگاهي سي نيز مي بايست بر اساس الگوي دانشگاه جندي شاپور ، آموزش پزشكي نيز انجام مي پذيرفته است كه پژوهش هاي باستان شناسي آينده در اين بندر از رازهاي شگفت انگيز پيشرفت علم و صنعت آن پرده برخواهد داشت. همچنين در دوران تمدن اسلامي ، به بندر تجارتي سيراف در استان بوشهر برمي خوريم كه مشهورترين بندر تجارتي قرون وسطي در جهان اسلام بوده است. ابومنصور ، استاد پزشكي ابن سينا ، در جلسات درس به او و ديگر دانشجويانش از روش هاي جراحي و پزشكي سخن مي گويد كه در سيراف آموخته است و اين حاصل برخورد سيرافيان بازرگان با تمدن مصر باستان كه تاريخ پزشكي آنان به بيش از دو هزار سال پيش از ميلاد مي رسد مي باشد. روش هاي جراحي مغز و آناتومي و اصول كالبد شكافي كه مصريان در طول تاريخ خويش باز مي جويند، از راه اين مهاجران دريا، اين ارثيه گرانبها به سيراف مي رسد تا در دامان خود پزشكاني چون پور سينا را به پرورش در آورد كه نوشتارش 600 سال مسأله آموز دانشكده هاي پزشكي اروپا تا حتي پيش از دوران رنسانس مي باشد. در سيراف پيش از اعمال جراحي با ماده اي كه از تقطير خرما به دست مي آوردند بر زخم ها مي مالاندند تا از عفونت هاي پس از جراحي كه اكنون نيز از اساسي ترين مسائل جراحي است جلوگيري كنند. ماهان ابن بحر سيرافي ، زماني كه بر سرزمين جاوه فرود مي آمد به يادداشت برداري از گياهان اين بوم مي پردازد تا آنجا كه داروهاي گياهي بسياري در سيراف رايج مي گردد. يكي از اين داروها كينين است كه تب مالاريا و تب هاي نوبه اي بومي آن بندر با آن درمان مي كردند و ابن منصور در سيراف از اين دارو آگاه شده و تجويز آن را به دانشجويان خود مانند ابن سينا آموزش مي دهد. اين همان دارويي است كه اروپاييان تا سده هاي پيش از رنسانس و كشف آمريكاي لاتين از آن آگاهي نمي يابند. پس از تمدن درخشان اسلامي و حضور پر صلابت آن در بندر سيراف بوشهر، به نشاني از تاريخ پزشكي بوشهر بر نمي خوريم تا در سال 1763 ميلادي كه نخستين سازمان درماني جديد در عصر استعمار در بوشهر تشكيل مي شود و مستر مين رينگ ، نخستين جراح مقيم آن مي شود.
كريم خان ، شاه ايران از اهميتي كه بصره يافته بود و تجارت هندوستان را از بنادر ايران منحرف مي كرد احساس نگراني مي كرد و تصميم گرفت آن شهر را مورد حمله قرار داده و تسخير كند. در نتيجه ، كاركنان شركت هند شرقي بيمارستان بصره ، اين شهر را ترك و در بوشهر مستقر شدند و مبلغ دو هزار روپيه براي تأسيس بيمارستان در شهر بوشهر صرف گرديد. پس از اين زمان ، در طول دوران استعمار ، پزشكان و جراحان حاذقي در شهر بوشهر به صورت دائم وجود داشته اند و از بيماري هاي منطقه كه در گزارشات اين پزشكان و جراحان اشاره شده است مي توان از وبا، طاعون ، مالاريا ، مرض رشته و تراخم نام برد. حتي در سال 1896 ميلادي ، به دليل شيوع بيماري طاعون ، پزشكان روس نيز در بوشهر در مورد اين بيماري به پژوهش پرداختند.
از اقدامات بي نظير و بي همتاي سيستم خدمات بهداشتي بندر بوشهر تأسيس قرنطينه بود كه هزينه سنگين آن به عهده دولت ايران بود و به دليل وجود دستگاههاي پيشرفته ضد عفوني آن، اين قرنظينه به عنوان سد جلوگيري از سرايت وبا و طاعون از شرق به اروپا خود نمايي مي كرد. نظارت انگليسي ها بر اين قرنطينه ، از سوي وزارت امور خارجه وقت ايران در تاريخ 1307 شمسي پايان داده شد و سرپرست طبي قرنطينه به دست بهرامي كه در انستيتو پاستور تهران خدمت كرده بود سپرده شد. همچنين سرپرستي بيمارستان خيريه بندر بوشهر نيز به بهرامي سپرده شد. اين بيمارستان در سال 1916 ميلادي توسط دولت هاي انگليس و ايران ساخته شده بود و تجار محلي به طيب خاطر قبول كرده بودند كه عوارض مختصري بر تمام مال التجاره هايي كه از بندر عبور داده مي شدند بسته شود تا حيات اقتصادي بيمارستان به مخاطره نيفتد. اين بيمارستان كه يك سازمان خيريه و افتخاري بود ، به عنوان يك مؤسسه ايراني و انگليسي محسوب مي شد كه با مقاصد خير خواهانه هر دو دولت و با كمك هاي مالي ايران و انگليس اداره مي شد. از اين رو بندر بوشهر در ساخت بيمارستان و مؤسسات تمدني جديد درماني ، نه تنها در ايران بلكه در سطح منطقه خليج فارس تاريخي منحصر بفرد دارد.
د رمدرسه سعادت بوشهر نيز كه همسنگ دارالفنون تهران بود تلاشي صورت گرفت كه آن را به يك كالج تخصصي ارتقاء دهند. سند با ارزشي در آرشيو سري اسناد مدرسه سعادت است كه نشان مي دهد تلاشي براي آموزش پزشكي در مدرسه سعادت نيز به انجام رسيده است. همچنانكه در دارالفنون ، طب پس از يك سال آموزش تئوري به صورت باليني در بيمارستان آموزش مي دادند. اكنون در آرشيو تاريخي كتابخانه مدرسه سعادت ، 36 جلد كتاب تخصصي علوم پزشكي در زمينه بيماري هاي داخلي ، جراحي ، زنان و زايمان ، چشم پزشكي ، آناتومي ، فيزيولوژي ، پاتولوژي و بيوشيمي باليني موجود است كه 31 جلد از اين كتب به زبان فرانسه بوده كه در سال هاي 1823 الي 1875 ميلادي در پاريس به چاپ رسيده اند. از اين رو ، شهر بوشهرنيز در راستاي تأسيس نهادهاي آموزش پزشكي مدرن نيز پيشرو بوده است.
دكتر ايرج نبي پور عضو انجمن دوستداران ميراث فرهنگي در بوشهر و خليج فارس
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط میثم  | 

سید مصطفی بهزادی فرزند سید محمد طاهر از سادات ادب دوست و فرهنگ پرور دشتی بود که در روستای منقل از توابع دشتی می زیسته و با تمام بزر گان از جمله کبگانی مجالست داشت . جد ایشان سید حسین صاحب کرامات و آرامگاه ایشان در روستای منقل زیارتگاه عموم است . خانه ایشان محیطی پر از صفا و صمیمیت برای تمام بزرگان دین و ادب بود . ایشان به حدی در علم و ادب دوستی شهره بودند که با توجه به نفوذ معنوی خویش اولین مدرسه غیر دولتی را در خورموج تأسیس کردند و این مدرسه به نام مصطفی بود که بعدها به ادب تغییر نام یافت و به خاطر خدمات ایشان و با توجه به تخلص نام برده هم اکنون مدرسه ای به نام مصطفوی در خورموج دایر است . سید محمد بن سید علی اکبر بهزادی در یک رباعی خدمت ایشان را چنین بیان می کند :

در مـــــاه رجب بــه روز مبعوث نبی
در سال هزار و سیصد و چهل هجری (ق)

گـــــردید بنای مــدرسه در خــورموج
از سعی جنــــاب مصطفی زاصل نبی

نویسنده و محقق : سید محمد رضا هاشمی زاده

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 12:12 بعد از ظهر  توسط میثم  | 

قلعه دختر در شرق روستاي لاور ساحلي قرار دارد كه از سمت غرب به ساحل زيبا و آرام خليج فارس مشرف است و از سمت شرق به كوه مند منتهي مي شود ودر پرتگاهي تند و بسيار تيز قرار دارد . اگر سمت شرق روستاي لاور و گلستان نگاه دقيقي به كوه مند بيندازيم آثار و بقاياي اين قلعه بر تيغ كوه مشهود و پيدا است و هنوز هر چند از زمان ساخت آن شايد قرن ها گذشته باشد ولي نشان از استواري و عظمت در چند ستون باقي مانده قسمت غربي آن هويدا است .در جلوي قلعه چهار ستون قرار داشته است كه جز آثار يكي بقيه ريزش كرده .
در برجك غربي قلعه كه در واقع طبقه فوقاني قلعه بوده است چند سوراخ مستطيل شكل براي ديده باني يا پرتاپ تير توپ خانه به بيرون بوده است كه امروزه اين چند سوراخ مذكور پوشانده شده است و اين شايد صيادان محلي و شكارچيان وحوشي مثل بز و كل و يا پرندگان در همين سال ها زماني كه برج هاي قلعه سالم بوده به عنوان پناه گاهي استفاده مي كردند آنجا را پوشانده اند . قلعه به جز طبقه فوقاني بقيه زير خاك رفته است به گفته اهالي محل سقف چند اتاق آن هم تا سال هاي اخير سالم بوده است ( 1374 شمسي ) و بر اثر بارندگي شديد از بين رفته است . با توجه به آثار باقي مانده دو غار كه هنوز تحقيقي را جع به آنها نشده است به روستاهاي لاور و گلستان منتهي مي شده است كه آثار اين غارها درحياط منزل يكي از اهالي روستاي گلستان هنوز ديده مي شود و اين دو غار از قلعه آغاز و به اين دو روستا منتهي مي شده است . يك راه كاملا هموار و صافي به طول يك كيلومتر تا دريا قرار داشته كه شاه دختر بدون كمترين زحمتي خود را به ساحل مي رسانده است. ساختمان قلعه از نوعي سنگ رسوبي – كه در همان منطقه وجود دارد – و ساروج ساخته شده است .
در نزديكي قلعه سرزمين يا به اصطلاح امروزي پاركي كه گل نرگس در آن زياد مي روئيده قرار داشته است كه به همين خاطر آن را پارك نرگس مي ناميده اند براي آبياري پارك آب انبارهاي مخصوصي وجود داشته است كه اثار سه تاي آنها در كنار قلعه پيداست .
در ضلع شرقي قلعه چاله اي شبيه چاه ديده مي شود كه احتمالا حفاري غير مجاز از طبقه فوقاني به طبقه فرو رفته پاييني انجام شده است و اشياء نفيس و باستاني كه وجود داشته به سرقت رفته است و سه پايه اي كه براي بالا كشيدن خاك و سنگ اين حفاري استفاده مي شده در پرتگاه شرقي قلعه ديده مي شود .با توجه به فرسايشي كه بر اثر گذر زمان و عوامل طبيعي به وجود آمده است و هر ساله ببيشتر مي شود قلعه را در خطر تخريب و نابودي كامل و صد در صدر قرار داده است.
چنين گفته شده که اين مکان محل فرمانروايی زنی قدرتمند بوده که سالها بر لاور و اطراف حکومت کرده است . اين قلعه اکنون خرابه ای بيش نيست .
نویسنده و محقق:محمد حاجیانی منبع :http://hajiani.blogfa.com
+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 3:10 بعد از ظهر  توسط میثم  |