X
تبلیغات
تاریخ دشتی

سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392

خدا شناسی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

خدا شناسی

خدا کیست و چیست؟چطور می شود او را شناخت؟ چه نقشی در جامعه و زندگی ما دارد؟چگونه خدا به کنار می رود و جای او را بتها و اشخاص و سیستمها می گیرند؟چگونه شرک به وجود می اید؟

برای فهمیدن تمام این سوالات رو  به قران اوردم و فهمیدم در قران خدا را به ذات نمیشود شناخت و برای شناخت او باید به صفات او رجوع کنیم و صفات خدا است که اگر در جامعه و در زندگی انسان باشد  به او عینت می بخشت و وجودش معنا می شود و در صورت نبود صفاتش در زندگی شخصی و جامعه جای او را شرک و خود پرستی و ظلم می گیرد.

با هم سری به سوره اعراف ایه 180 بزنیم که اینگونه خدا را معرفی می کند و برای فهم او ما را دعوت به شناخت اسما و صفات خداوند میکند:

وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذينَ يُلْحِدُونَ في‏ أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما کانُوا يَعْمَلُونَ

و برای خدا ، نامهای نیک است خدا را به آن ( نامها ) بخوانید! و کسانی را که در اسماء خدا تحریف می کنند ( و بر غیر او می نهند ، و شریک برایش قائل می شوند ) ، رها سازید! آنها بزودی جزای اعمالی را که انجام می دادند ، می بیننید!

پس اگر در جامعه ای صفات خدا نباشد و به انها توجه نشود خدا به کنار می رود جای او را کسان دیگر یا سیستمها یا مکاتب دیگر خواهند گرفت به طور مثال همیشه قران بر این نکته اشاره دارد که لا الله الا الله و جز او خدایی نیست و جز او را نپرستید :

تعبد معانی مختلفی دارد و همیشه  به معنی پرستش نیست به نوعی به معنی اطاعت کردن نیز هست. بارها در قران به این امر اشاره شده است که جز اسما خدا را نپرستید و تعبد نکنید : یوسف ایه 40

ما تَعْبُدُونَ مِن‌ دُونِهِ إِلآ أَسْمَآءً سَمَّيْتُمُوهَآ أَنتُمْ وَ ءَابَآؤُكُم‌ مَّآ أَنزَلَ اللَهُ بِهَا مِن‌ سُلْطَـٰنٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوٓا إِلا

شما به جاى او [خدا]، جز نامهايى(صفات) كه خودتان و پدرانتان گذارده‏ايد، نمى‏پرستيد كه خداوند بر آن هيچ‏گونه برهانى نفرستاده است، حكم نيست مگر خداوند را، [كه‏] فرمان داده است كه جز او را مپرستيد، اين دين استوار است، ولى بيشترينه مردم نمى‏دانند

به روشنی مشخص است که اسما خدا نشان دهنده وجود خود او است  و اگر این اسما وجود نداشته باشند خدا پرستی چیزی جز بت پرستی و شرک نیست  حتی اگر معابدی پر شکوه و زیبا و مجلل در تمامی ان شهر ها ساخته شده باشد . حال باید دید که اسما و یا صفات خدا چیست و اگر نباشند ایا باز هم می توان ادعای دین داری و خدا پرستی کرد؟

یکی ازصفات  خداوند این است که ظالم را مجازات می کند و عدالت را ارج می نهد و به نوعی عادل یکی از اسما اوست:

در سوره نسا ایه 40 می فرماید که:

اِنَّ اللّه‏َ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ اِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ اَجْرا عَظيما

در حقيقت، خداوند به اندازه ذرّه‏اى ظلم نمى‏كند و هر كار نيكى را بر آن مى‏افزايد و از نزد خود، پاداش بزرگى مى‏بخشد

نقطه مقابل ظلم عدل است پس خداوند عادل است و در همین راستا امام سجاد می فر ماید که :

يَنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمِ بِما هُوَ عادِلٌ بِحُكمِهِ ؛

خداوند به خاطر قضاوت عادلانه‏اش، از ظالم انتقام مى‏گيرد.

پس اگر در جامعه ای عدالت بازیچه دست حاکمان باشد و عدالت اجتماعی وجود نداشته باشد و عده کثیری از عدالت بی بهره باشند هرچند مساجد بزرگ باشند و نماز جمعه به راه و حاجیان به مکه روند ..در حقیقت انان خدا را نشناخته اند  و انان غیر او را اطاعت کرده اند و می پرستند .

و او حلیم است و او علیم است و  او حق است و او صمد است و او رحیم است و او الرحمن است و او ریوف است و او حکیم است .... هر کدام از این صفات که در جامعه ای نباشد و بین مردمانش رواج نداشته باشد نماز و حجاب و مساجد و حجشان به مانند این است که پوسته را گرفه اند و اصل را رها کرده اند . ریش را گرفته اند و ریشه را فراموش کرده اند . این می شود که جامعه دین دار ما بد اخلاق ترین ادمها را می پروراند و تمام بدی ها از ان نشات می گیرد. چون خدا را نشناخته اند و صفات او را نمی شناسند.

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

نوشته شده توسط مصطفی و میثم در 3:43 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392

برای وطنم ایران با هر قوم و مذهب و نژادی


در این مقطع زمانی که دنیا مرزهای جغرافیایی را کنار گذاشته است و در حال تبدیل شدن به یک دهکده جهانیست و به طور مثال المان با ان همه جنایاتش و کشتن هفتاد ملیون انسان در جنگ جهانی دوم یکی از ارکان مهم اروپاست و جز متحدین اروپاییست و الان مردم دنیا به این نتیجه رسیده اند که به جای کینه و نفرت  از هم می توانند از منابع انسانی و تکنولوژی و منابع طبیعی به طور بهینه ای   استفاده کنند تا دنیای بهتری را برای خود و ایندگانشان رقم بزنند.   از این رو ما هم تلاش کرده ایم تا تنش ها و نژاد پرستی های که حاکی از اطلاعات کم ما از اجداد و تاریخمان است را بکاهیم و  با دادن فرهنگی مناسب از نژاد پرستی و تنش و نفرت جلوگیری کنیم. و با   نشر تاریخ اقوام گذشته به این هدف نایل شویم تا انسانیت و اخلاق  را جایگزین نفرت کنیم تا بتوانیم به خواست خدا و به قوه الهی  به انجا برسیم که  همانطور که رسول خدا (ص) دست سلمان فارسی را در دست ابوذر غفاری عرب گذاشت تا برادری را جایگزین نژاد پرستی و  دوست داشتن را جایگزین نفرت و محبت و عشق را جایگزین عداوت و کینه کند . ما نیز با این مقاله قدمی در این راستا برداریم.
   از این رو من و دوستم محمد البحرانی که از اهالی الاحسا عربستان است تصمیم گرفتیم که  تا قدمی به سوی صلح و دوستی برداریم و او با مقاله ای در همین مضمون و من هم با این مقاله تلاش می کنیم تا  از تنش هایی که از سوی ناسیونالیستهای افراطی بوجود امده است را تا حدی  بکاهیم . و به وسیله مقالات خود  به مردم راجب به این  خطری  که   اساس جامعه ما را هدف گرفته است تا بنیان ما و هستی ما را  از بین ببرد هشدار دهیم. که رسالت تمام روشنفکران و تحصیلکردگان یک جامعه نشان دادن ضعف های ان جامعه است تا جامعه را رو به جلو بکشاند و از مردابی که در ان گرفتار است به پویایی و اب روان برساند و از پیله ای که به دور خود تنیده رهایی یافته و با دو بال به اوج برسد و ان دو بال فرهنگ و اخلاق ان جامعه است که اگر اصلاح نشود روز به روز به تنزل یافته و خوی حیوانی جای انسانیت را خواهد گرفت همانطور که در اکثر جوامع مسلمان و جهان سوم اتفاق افتاده است.
افراطیون ناسیونالیسم سه خطر عمده برای وجود ایران عزیز هستند یک همیشه خطاها و  عقب ماندگی هایی که خود باعث ان شده ایم را به گردن بیگانگان می اندازند و این باعث می شود که هیچ گاه مردم ان دیار در پی ضعف ها و رفع بی فرهنگی و اصلاح جامع خود نیفتند و در باد گذشته ای موهون و امیخته با افاسانه بخوابی بس عمیق بروند  بدون ان که ذره ای رو به جلو حرکت کنند. 
و خطر دوم ان تجزیه ایران است چون این ناسیونالیستها و ملی گرایان افراطی بدون در نظر گرفتن قومیتهای مختلف ایرانی که ذرات تشکیل دهنده و شاکله  اجتماع هستند را نادیده می گیرند و این مثل تیشه به ریشه خود زدن است  و این گروه متاسفانه  ایران را مختص یک قوم می دانند که هنوز وجود چنین قومی در حاله ای از ابهام است  و ثابت نشده است .   این تفکر نیز محصول اروپا در زمان نازی ها بود که الان جز اندک طرفدارانی که از جامعه طرد شده اند  دیگر طرفدارانی ندارد و یک قضیه منسوخ شده است.در اروپای امروز حتی مرزها هم بی معنی شده اند و انها به این نتیجه رسیده اند که تنها با کنار گذاشتن عداوتها و جهالتهاست که می توان جامعه ای اری از نژاد پرستی داشته باشند و با کمک هم می توانند به اهدافشان برسند.این افراطیون با تفکرات دوره جاهلیتشان و پست شمردن دیگر اقوام ایرانی از ترک و عرب و  بلوچ و لر و غیره  باعث دلخوری هموطنان عزیزمان شده اند و راه سو استفاده بعضی تجزیه طلبان را باز کرده اند .

و خطر سوم انها از بین بردن دین اسلام در ایران است انها با مسخره کردن قوم عرب  و بدوی و وحشی خواندنشان  می خواهند به این نتیجه برسند که محمد رسول خدا نیز از همین قوم بوده است و با این کار کلیت و تمامیت اسلام را زیر سوال ببرند.و تا حدود زیادی هم موفق بوده اند  انها سالهاست که در این موضوع قلم فرسایی کرده اند و تا حدود زیادی هم موفق بوده اندو با زیر سوال بردن اعراب به این نتیجه برسند که رسول خدا  و حضرت علی نیز فارق از این قوم نبوده اند  . که جالب اینجاست که مذهبیون افراطی هم با انها در بعضی مواقع هم صدا می شوند و همانچیزی را تکرار می کنند که انها میخواهند و ان اینست که حضرت محمد خود عرب نبوده است و او عدنانی و عبری بوده است با کمی تحقیق درمورد اصل و نسب اقوام ان موقع در مکه خواهید فهمید که همه با هم اقوام بوده و عمو زاده بوده اند به طور مثال ابو سفیان از عموزادگان حضرت محمد است و فامیل او می باشد. دریغا که این دوستان هنوز نفهمیده اند که نژآد نیست که به انسان  بزرگی می بخشد و این خود فرد است که با وجودش به انسان بزرگی می بخشد.. و این زنگ خطریست که باید دردمندان و مسولین و روشنفکران به ان توجه داشته باشند که به خاطر عملکرد ضعیف مسولان منتصب به اسلام ناراضیان زیادی به وجود می ایند و این ناراضیان خوراک خوبی برای ناسیونالیستهای افراطی هستند تا اهداف شوم خود را پیش ببرند.


.و نباید این را فراموش کنیم که اعراب  و نوادگانشان در تاریخ ایران نقشهای زیادی ایفا کرده اند .  خیلی از این اعراب باعث اگاهی جامعه شدن و با عث شورش بر عیله حکام جور شده اند. و از ان جمله می توان زید بن علی و سید رضی و شیخ بهایی جبل املی  و... و در جایی مثل  بوشهر که دومین مدرسه مدرن(از حالت سنتی به مدرن تبدیل شده است) ایران و اولین چاپخانه ها و کتابخانه ها در ان جا نشر و ساخته شده است و دلیرانی که تا اخرین قطره خون از وطن دفاع کرده اند از همین قوم  عرب بوده اند که باعث ارتقا سطح علمی و فرهنگی این منطقه شده اند ایا می شود این بزرگان را از تاریخ ایران زمین پاک کرد. چرا افراطیون  ملی گرا بر این طبل می کوبند که عرب فلان کرده است و باعث ویرانی تمدن ۲۵۰۰ ساله ما شده است و باعث عوض شدن فرهنگ و  باعث بدبختی الان ما! و هزاران حرف …
که اگر ایندگان اینان را بخوانند بر ماخواهند خندید و جهالت ما ورد زبان کودکانشان خواهد شد . چرا در مورد تاریخ گذشته خود چیزی نمی خوانند و  شاید هم  نمی خواهند  که بخوانند  ایا نمی دانند که شیخ حسین چاهکوتاهی دموخی از اعراب نجد عربستان که به خاطر ایران و دفاع از تمامیت ارضی ایران به شهادت رسید از همین اعرابیست که این افراطیون جاهل انها را پست می خوانند. ایا نمی دانند احمد خان تنگستانی شهید در راه حق در مقابل انگلیس متجاوز شهید شد  نیز اجدادش از نجد عربستان به این منطقه امده بودند . ایا قصه دلیری و شجاعت انان را شنیده اید که احمد خان فقط با چهارصد نفر با شجاعت و بی باکی تمام بدون مهمات جلوی انگلیسیها ایستاد….
ایا نشنیده اید که اولین کسانی که فتوای جنگ را بر علیه انگلیس متجاوز دادند و مردم را بر علیه انان شوراندن از مشایخ بحرینی عرب بودند 
ایا سید مصطفی بهزادی را می شناسید  کسی که سومین مدرسه مدرن ایران را ساخت
ایا با شاعر بزرگ ایران زمین فایز دشتی که دوبیتی هایش جان تازه ای به شعر فلوکلوریک ایران  و اشعار مرده قاجار بخشید  تا در ان تاریکی ظلمات فرهنگ ایران روح تازه ای به شعر و شاعری این مرز بوم ببخشد را می شناسید او نیز اجدادش از نجد امده بودند
ایا فارس بن شهوان بن منصور بن الضیغم را می شناسید که  از شاعران و اکابر و بزرگان نجد  بود زمانی که پایش را در ایران گذاشت  حاکم ایران مقدمش را گرامی داشت و  او را به نیابت خواست  او جد اکثر بزرگان و علما و دلیران .دشتی است 
ای افراطیون این را بدانید و بفهمید که ایران راخالی از بزرگانش نتوان پنداشت انان جزی از فرهنگ و بزرگی این وطن هستند
نوشته شده توسط مصطفی و میثم در 1:33 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392

انجمن ادبی فایز دشتی

جلسات شعرانه ی "انجمن ادبی فایز دشتی" دوشنبه ها ساعت 16:30در محل فرهنگسرای شهید شهریاری شهر خورموج برگزار می شود.
ازکلیه علاقه مندان به شعر و داستان دعوت به عمل می آید که جهت نام نویسی برای حضور در این جلسات ،در یکی از همین دوشنبه های ادبی به مدیریت فرهنگسرای شهید شهریاری (آقای زارعی)مراجعه کنند.
قابل ذکر میباشد که هیچ محدودیت سنی برای شرکت در این جلسات وجود ندارد.

www.anjomanefayez.blogfa.com


نوشته شده توسط مصطفی و میثم در 11:4 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392

استاد ایران‌دوست آلمانی: شما ایرانی‌ها همیشه به تاریخ‌تان می‌نازید بی‌آنکه پاسخگوی امروزتان باشید!


استاد ایران‌دوست آلمانی: شما ایرانی‌ها همیشه به تاریخ‌تان می‌نازید بی‌آنکه پاسخگوی امروزتان باشید!

این مطلب جالب و تامل برانگیز رو جایی خوندم و عینا اینجا گذاشتم بنظرم حرفهای این استاد حقیقته نظر شما چیه؟

امروز یک استاد آلمانی ام که بیش از ۷۰ سال عمر دارد مرا زیادی به فکر انداخت. می گوید پیش از انقلاب بسیار به ایران سفر کرده است و بعد ازانقلاب یک بار که برای همیشه اش بس بوده! شیفته ی عمر خیام وحافظ و اصفهان و طبیعت کردستان است.

امروز بعد از ساعتی حرف از خاورمیانه و اعراب و تاریخ و پرسپولیس شد و بلاخره رو به من وعصبانیتهایم نسبت به اعراب گفت: شما ایرانی ها همیشه به تاریخ تان می بالید و این واقعن حق شماست اما هرگز با هیچ کدام از شما آشنا نشده ام که برای یک بار هم که شده ازخودتان حرف بزنید و بگویید حداقل در همین ۱۰۰ سال اخیر چه کرده اید؟ 

همیشه ناراضی هستید و همیشه می نالید.همیشه مقصرهایی وجود دارند که شما را از پیشرفت بازداشته اند و همیشه اعراب ۱۴۰۰ سال پیش مقصرهای اصلی این بازی هستند. اگر تمام این ۱۴۰۰ سال شما به این حال گذشته باشد دلیل حال و روز امروزتان را می فهمم. با هر کدام از شما ایرانی ها که آشنا می شوم ازتاریخ تان حرف میزنید بی آنکه پاسخگوی امروزتان باشید و همیشه می اندازید گردن دیگران یا پدرانتان. 

همیشه از حمله اعراب حرف می زنید و گویی همین دیروز اتفاق افتاده است و طی این ۱۴۰۰ سال دست و پای ما برای تغییر بسته بوده است اگرچه یادتان می رود اینطور نبوده و حتا بعد از اسلام شما هنرمند و دانشمند و فیلسوفهایی که می بایست باشید بوده اید. 

کمی به اوضاع خودتان چه قبل از انقلاب رضا خان چه قبل از انقلاب خمینی و چه حالا نگاه کنید .. هرگز راضی نیستید بلاخره کی می خواهید از خودتان حرفی بزنید؟ می گفت: پیش از انقلاب که به ایران می آمدم همه به نظر خوشبخت میرسیدند و این را می شد حداقل از سر و وضع و خانه زندگی ها و رقص و پایکوبیها فهمید. 

ولی باز هم همه ناراضی از شاه بد می گفتند. بعد از انقلاب که آمدم اثرات مخرب جنگ را دیدم و نمی توانستم درک کنم چرا دست به کار ساختن نمی شوید. برایت متاسفم دوست عزیز که نمی توانم در این زمینه همراهت شوم!! تو را نمی گویم ولی این عقاید نژاد پرستانه درباره ی اعراب را بسیار شنیده ام. 

اعراب امروز در دنیا پیشرفته تر، آبرودارتر، دوست تر،همراه تر و موفق تر هستند و من برای آن بیشتر ارزش قائل هستم تا برای مردمانی که همیشه شاکی از همگان و مغرور به آنچه که دیگر نیست یعنی تاریخ. من خوب می دانم حکومت شما خوب نیست اما خوب تر می دانم که آنها متعلق به یک کشور دیگر نیستند و جزئی از کل همان مردمان هستند.در آن کشورهیچکس به فکر ساختن نیست. 

شما اگر نخبه باشید فراری، اگر بی پول باشید جنایتکار، اگر معمولی باشید سکوت کنندگان بزرگ، اگر بی سواد باشید دین دار و انقلابی و اگر ثروتمند باشید فراری از هویت واقعی تان هستید. وقتی ازاینکه اعراب پررویی می کنند و سن کشورشان به سن پدربزرگ من قد نمی دهد حرف زدم، گفت: در جلسه ای بودم که استاد جغرافیایی اهل پرتغال می خواست درباره ی هویت اصلی اعراب حوزه خلیج فارس صحبت کند. در میان حرفهایش میگوید: آنها ۷۰ سال پیش وجود نداشتند! ناگهان همه اعضای جلسه استاد جغرافیا را به سکوت وا می دارند و می گویند: اتفاقن همین نکته ی قوت است و نشان دهنده ی اینکه: اعرابی که وجود نداشتند امروز سرمایه های غرب را به هر شکل ممکن به سمت خودشان جذب می کنند و در حال سازندگی و کسب رضایت بیشتر مردمشان هستند این اتفاقن می تواند مایه ی افتخارشان باشد. 

یادتان نرود که بشر همیشه در حال فتح کردن است. اگر نتوانید دفاع کنید و خودتان را نشان بدهید دیگرانی هستند که داشته های شما را ببرند و این قانون طبیعت است که حالا با پروتوکولها و کتابهای قانون بین المللی رنگ و لعاب شده! ربطی به ایرانی بودن یا عرب و غربی ندارد.
نوشته شده توسط مصطفی و میثم در 5:12 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392


ای اگاهان ای بزرگان ای روشنفکران بدانید که چیزی بدتر و غم انگیز تر از این نیست که یک جریان را و یک قهرمان را مسخ کنند به طوری که جز گریه و مظلومیتش به چشم نیاید شما مسولین همه ما مسولیم تا این چهره ی ضعیف و رنجور و گریان را به چهر ه ی واقعیش که همانا شجاعت و استقامت و ایثار است را به مردم باز شناسانیم.
حسین بن علی وقتی در وصیت نامه اش دم از امر معروف و نهی از منکر می زند به طور حتم منظورش موی پریشان دخترکان کوفه و شام و ایران روم نیست به طور حتم منظورش جوانان مشروب خور کوفه و ایران و مکه نیست او این سنت را از پدرش علی بن ابیطالب به ارث برده است و او منظورش کلام علی در نهج البلاغه است که می فرماید:
«لا تترکوا الأمر بالمعروف والنهي عن المنکر فيوَلّي عليکم أشرارُکم، ثمّ تدعون فلا يُستجاب لکم»
مبادا امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید که اشرارتان بر شما حاکم خواهند شد و سپس دست به دعا بر می دارید و دعایتان مستجاب نخواهد شد.
او می خواهد سنت مسخ شده پیامبر رسول خدا را دوباره زنده کند که یزیدیان ان را تغییر داده اند او برای احیای کلام خدا قیام کرده است انجا که لقمان به پسرش اینگونه می گوید:
يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ 
اى پسرك من نماز را برپا دار و به امر به المعروف و نهی از منکر را بر پا دار و بر آسيبى كه بر تو وارد آمده استشكيبا باش اين [حاكى] از عزم [و اراده تو در] امور است 
امر به المعروف و نهی از منکر جایست که بر تو اسیبی می رسد و تو را سخت خواهد ازرد و تو را هر که که باشی خواه پسر رسول خدا باشی خواه از اشراف باشی خواه غلام و برده و موالی باشی بر خاک و خون خواهد کشید.
نه انجاست که تو در مقامی باشی و بر مردم بیچاره امری کنی این کجایش امر به معروف است که ان را انجام می دهی و بر تو اسیبی نمی رسد این کجایش نهی از منکر است که برادر تو را تشویق می کنند و مقام بالاتر می دهند.
حتی کلمات حسین را و حتی هدف حسین را چنان مسخ کرده اند که مردم امروز طور دیگری می فهمند و طور دیگری اجرا می کنند.
اری دوستان این جریان گریه دارد ولی نه بر حسین شجاع و دلیر بر ما که او را نشناختیم و راه و هدفش را گم کرده ایم باید بر خود بگریم.
به قول مولا نا :
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانک بد مرگیست این خواب گران
----------------------------
روح سلطانی ز زندانی بجست
جامه چه درانیم و چون خاییم دست

نوشته شده توسط مصطفی و میثم در 12:3 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم شهریور 1392

شجر نامه فایز دشتی

 زایر محمد علی دشتی متخلص به فایز فرزند حاج مظفربن غلامعلی بن حاج درویش بن حاج محمد رضا بن حاج عبدالرضا بن مظفر بن درویش بن مظفر بن شهاب بن كردعلی بن ابراهیم بن سالم بك بن فارس بن شهبان الضیاغمی الدشتی از نجد عربستان است.

نوشته شده توسط مصطفی و میثم در 11:41 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه هجدهم خرداد 1392

درد دل با دوستان

حمید نجفی (اگر اسم اصلی ایشان باشد)

از اسفند 91 تا 6 خرداد 92 میشه چند روز (67 روز ) بعد از این همه وقت اومدی درباره خلیج فارس این چند کلمه نوشتی به خودت نمره چند میدی بزرگوار

نظری از یکی از دوستان در مورد وبلاگ بنده است که برای شما خوانندگان عزیز گذاشته ام و در این مورد برای شما شرحی دارم که در زیر خواهید خواند.

نظرهای دوستان چه مخالف و چه موافق باعث خوشحالی بنده است هرچند مغرضانه باشد و از روی کینه و یا عداوتهای شخصی و یا تهمت های رایج که متاسفانه در ایران رایج شده است .برای من مهم رسالتست که بر دوش خود احساس می کنم که همان ایه قران است در سوره حجرات که می فرماید:

یا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ﴿۱۳﴾

ى مردم ما شما را از مرد و زنى آفريديم و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست بى‏ترديد خداوند داناى آگاه است. 

 من تمام این دوستان را دعا خواهم کرد و به سوی ایرانی زیباتر عاری از هر گونه تهمت و عداوت و حسادت  دعوت می کنم این که بعضی از پان عربها بخواهند از تحقیقات من سو استفاده کنند به بنده هیچ گونه ربطی ندارد من به ایران و ایرانی خواه عرب خواه لر خواه ترک یا فارس هیچکونه فرقی نمی بینیم و همه را ایرانی می بینم و برایم ذره ای تفاوت ندارند. چون ایران مال همه اقوام هست و خواهد بود.

این که شما بخواهید یک نکته از وبلاگ من را بزرگ کنید و بگویید چرا در این رابطه حرفی نزدید یک سویه نگاه کردن به این وبلاگ است در طی این سالها زحمات زیادی کشیده شده است و مطالب زیادی نوشته شده است که در تاریخ دشتی ارزنده است و مورد استفاده خیلی از دوستان تاریخ شناس بوده است . اگر من در رابطه با خلیج فارس کم صحبت کردم دلیلش بر این نیست که بی تفاوت بوده ام  بلکه در حیطه کاری بنده نیست من بر روی اقوام دشتی و بزرگان ان  تحقیق کرده ام و مقاله نوشته ام . که در این مقالات اشتباهاتی هم هست که در مقالات جدید تر اصلاح شده است.

برای شما دوستان بهترینها را ارزومندم 

نوشته شده توسط مصطفی و میثم در 10:53 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه هجدهم خرداد 1392

لرها و موسیقی بوشهر


لرها و موسیقی بوشهر


به لجاظ ترکیب جمعیتی، لرها و قوم لر ، بیشترین سهم در میان اقوام مهاجر به استان فعلی بوشهر را دارند. غالب دشتستانی ها ، دیلمی ها و لیراوی ها و گناوه ای ها اصالتا لرها  بر فرهنگ عزاداری سنتی مردم دشتستان به طور چشمگیری تاثیر گذاشتند .لرهای دشتستانی از سبک دهل نوازی خاص خود در مراسم عزاداری  امام حسین (ع) و سینه زنی استفاده می کنند . به عنوان مثال«در روستای زیارت از دو ترکه ی چوبی استفاده می شود  و طرز قرار گرفتن دمام بر شانه های نوازنده و قرار گرفتن چوب در دستان نوازنده نیز شبیه نواختن«دُهل» است که ریشه در فرهنگ در فرهنگ لری ساکنان منطقه است.»‏


جالب اینکه در روستای زیارت  دشتستان ملودی ها و حرکات  سینه زنی  نیز به شدن تحت تاثیر فرهنگ لری است، آنان«به روش سینه زنی  در نوحه پیش خوان «شَقّو» می گویند. به شیوه سینه در نوحه های واحد «خمو» می گویند .


خمو به معنی سینه زنی  همراه با خم و راست شدن  بدن و شقو به معنی سینه زنی به حالت سینه زنی به حالت ایستاده و بدون خم شدن است.»‏


فرهنگ موسیقیایی لری در مراسم تعزیه در دشتستان تاثیرات زیادی داشته است.«در بعضی از تعزیه های رایج در مناطق استان بوشهر، آواها  و نواهای ویژه ای نیز رایج است. برای مثال در روستای زیارت آوازهای معروف به «زنگ شتری»  و «مویه» و نوحه ای معروف به «طلا طلا» خوانده می شود که هم اکنون فقط در مراسم تعزیه ی آن مناطق به اجرا در می آید. همچنین در روستای «درودگاه»(دروگاه) از توابع شهرستان دشتستان ، نیز از برخی نواهای لری استفاده می شود.»‏


لرها بر فرهنگ موسیقیایی گناوه ، بندر دیلم و لیراوی نیز بسیار تاثیرگذار  بوده اند . الله کرم لیراوی متخصص تاریخ، گویش و فلکور(ادبیات عامه) منطقه ، در این باره چنین نظر داده است:‏
‏«آواز خوانی ، ترانه ، نغمه خوانی ، سرود، بیت، شروه، مفتون و فایز ، دی بلال ،اشکله، شاهنامه خوانی ،فلکناز خوانی و یار یار از جمله ها  آوازها و خوانندگی در قدیم را  تشکیل می داده است که هنوز هم در بین سالمندان و میان سالان و گاهی جوانان و بیشتر در روستاها به سبک قدیمی از آن نغمه ها استفاده می شود. در موقع حزن و اندوه ، بیشتر شروه و مفتون و فایز خوانده می شود  و در مجالس و محافل شبانه ی آن زمان نیز بیشتر شاهنامه خوانی ، حافظ و فلکناز خوانی رواج داشته و در  و در مراسم عروسی اشکله، بیت و ترانه و نغمه های محلی خوانده می شد و در مواقع دیگر دی بلال و یاریار که بیشتر به سبک آوازخوانی الوار(لرها) کهگیلویه و بویراحمد است، خوانده می شود.»‏


با توجه به داده های ذکر شده در بالا به خوبی می توان  از میزان تاثیر فرهنگ موسیقیایی لری بر موسیقی محلی استان بوشهر آگاه شد.«این تاثیر در موسیقی  مناطق دیلم و گناوه بسیار مشهود است طوری که زبان و لهجه موسیقیایی و همینگونه  فرم های موسیقی این مناطق شروه خوانی با موسیقی لری گره خورده است، رواج شیوه های مکوندی، میگلی و یاریار (بیدگونی) در این مناطق گواه این موضوع است.‏

منبع:http://artbushehr.ir
نوشته شده توسط مصطفی و میثم در 10:30 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ششم خرداد 1392

خلیج فارس

استان بوشهر از استان‌های جنوبی ایران و هفدهمین استان بزرگ کشور به لحاظ مساحت است که در حاشیه خلیج فارس قرار دارد. مرکز این استان بندر بوشهرمی‌باشد.

این استان به‌علت قرار گرفتن در ساحل استراتژیک خلیج فارس، صادرات و واردات دریایی، صنعت صیادی[۳]، وجود ذخایر نفت و گاز[۴] (پارس جنوبی و شمالی)، کشاورزی و نخلداری و وجود نیروگاه هسته‌ای از اهمیّت راهبردی و اقتصادی برخوردار است‎‎؛ به گونه‌ای که پایتخت انرژی ایران لقب گرفته‌است.[۵]
مبارزه مردم بوشهر علیه نیروهای خارجی در یکصد سال اخیر از شاخص‌های مهم تاریخی این استان است.

نوشته شده توسط مصطفی و میثم در 11:55 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سوم اسفند 1391

معماری قدیم استان بوشهر

نوشته شده توسط مصطفی و میثم در 9:12 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر